علیکم بالحواشی

فاضل خمیسی
تاریخ انتشار: شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۱:۳۹ ب٫ظ
علیکم بالحواشی اعتدال نخبگان – فاضل خمیسی: آنها که مقاله و کتاب میخوانند هیچ منصب و قدرت اجرایی و قانونگذاری ندارند ، و آنها که مسوول تنظیم و اجرای قوانین و تدبیر مُدن هستند بنا به اظهاراتشان بدلیل انبوه گرفتاری فرصت خواندن که هیچ ، حتی از دیدن خانواده هم محرومند !  بنابراین برخی نوشته ها را […]

اعتدال نخبگان – فاضل خمیسی: آنها که مقاله و کتاب میخوانند هیچ منصب و قدرت اجرایی و قانونگذاری ندارند ، و آنها که مسوول تنظیم و اجرای قوانین و تدبیر مُدن هستند بنا به اظهاراتشان بدلیل انبوه گرفتاری فرصت خواندن که هیچ ، حتی از دیدن خانواده هم محرومند ! 

بنابراین برخی نوشته ها را بسان نامه ای قرارداده شده دریک بطری سربسته و سرگردان در اقیانوسی بی نام باید تلقی کرد، که خواندنش توسط صاحبان قرار (قدرت) بسیار اندک و شاید محال باشد ، اما همین دو واژه ی ، « اندک» و «شاید» امید به نوشتن و انداختن در اقیانوس را زنده نگه داشته است….
اساس انقلاب «عدالت» بود ، عدالتی که قرار بود تحت سه شعار : استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی تئوریزه و و بصورت پراگمات، عملیاتی گردد ، سربازان میدانی انقلاب ، دو طبقه ی متوسط و فرودست اجتماع بودند که برای پیاده نمودن
آموزه های مترقی و عدالت محوری اسلام عجله داشته و نزدیکترین راه را بهترین راه میدانستند، شاه سریع سقوط کرد ، اما سرعت پیاده شدن شعارهای انقلاب گویا در همان سال‌های اولیه پیروزی دچار مشکل اساسی شد ، مصاحبه یکی از انقلابیون که الان برای خود جایگاه و دستکی دارد جالب است ، ایشان می‌گوید : « من تا سال ۵۸ یک فرشته بودم اما الان به شیطان تبدیل شده ام» ، سؤال اینجاست که شیطانهای اینچنینی که سابقه ی انقلابی دارند آیا میتوانند اهداف انقلاب را جامه ی عمل بپوشانند؟ و چرا انقلاب در مسیرش فرشته ها را به شیاطین تبدیل نمود …
آیا این نیست که واژه ی «زاغه‌نشینی» قبل از انقلاب به «حاشیه نشینی» آنهم بصورت وسیعتر تبدیل شده و آیا دامنه محرومان اجتماعی بدلیل توسعه فقر و سقوط طبقه ی متوسط به حوزه فرودستی گسترده تر نشده است؟
مهمترین یاوران انقلاب از قبل و تا کنون محرومان بودند اما قرار نبود محرومیت و فقر ارزش باشد و تبدیل به مدال افتخار گردد ، تلاش و علاقه طبقه محروم و به حاشیه رانده شده به انقلاب و جمهوری اسلامی برای نجات از فقر و فلاکت و آمدن به متن اجتماع بود.
حضور پررنگ در پای صندوق های رأی و امیدواری به شعار مجلسیان و دولتیان ناشی از امیدواری به تغییر و حافظه کوتاه مدت آنان و حتی به خوش بینی این مردمان رنج کشیده قابل تفسیر است.
متاسفانه فراوانی جمعیتی حاشیه به متن باعث گردیده دایره متن هر روز تنگ‌تر و از ثروت و امکانات فربه تر گردد ، این ثغور و فربه گی طوری در حال پیشروی است که در حال شکل گرفتن آپارتایدهای کوچک محلی در نقاط مختلف کشور و بخصوص مراکز استانهاست ، محله هایی که کاخ نیاوران و سعد آباد در برابر کاخ و امکانات آنها محلی از اعراب ندارند.
اختلاس های میلیاردی ، حضور متهمان با ظاهر و لعاب دینی در برابر بینندگان تلویزیونی و بصدا درآمدن زنگ رسوایی هر روزه مسوول یا اشخاصی که تا دیروز مردم را به قناعت و بردباری و رفتارهای اسلامی دعوت میکردند باعث فروپاشی اعتماد عمومی به شعارها بعنوان تئوریِهای انقلاب گردید.
حالا کم کم مردم حاشیه که فکر میکنند حق و حقوقشان توسط دیگران به یغما برده شده در برابر مشکلات و محرومیت ها
تاب آوری کمتری را از خود بروز میدهند ، حرکات اعتراض آمیزشان توأم با خشونت میگردد و اگر وعده ای به آنها داده شود این وعد ه ها را سرکاری و فاقد عمل گرایی میدانند.
حالا دیگر به دلیل تلاشی و حذف طبقه متوسط و سقوط این طبقه به طبقه ی
پایین تر طبقه بندی اجتماعی از منظر اقتصادی از بین رفته و این طبقات مفهوم سیاسی بخود گرفته اند ، بدین صورت که در یک سو ما با یک طبقه مرفه و غرق در ثروت و متصل به قدرت مواجه ایم و از سویی دیگر با طبقه ای معترض و محروم که رنج خویش را در ناکارآمدی و غارت گرایی طبقه ی ثروتمند مرتبط دانسته و دلخوشی از آنها ندارند.
وقتی در مناطق برخوردار عطر پول و رفاه جاری و در مناطق فرودست رنج و بیماری و بیکاری موج بزند، این تضاد دیگر یک
مقوله ی اقتصادی نیست ، بلکه آنرا باید از منظر سیاست و قدرت نگریست ،
نمیشود که با رشد اقتصادی پایین و حتی منفی و عدم تولید ثروت شاهد افزایش دارایی ثروتمندان و صاحبان صنایع (اگر باشند) باشیم مگر آنکه قفل خزانه باز و گزمه ی آن خواب باشد!!
در پایان باید گفت اکثر شورش ها و بحران‌های سیاسی وقتی است که مردم به این نتیجه برسند که آنچه حق شان است دریافت نمیکنند بنابراین وقتی برای بدست آوردن حقوقشان سرخورده و ناامید گردند ، پرخاشگری را پیشه رفتارهای معترضانه خویش مینمایند هر چند در این رویدادها برخی فرصت طلبان نیز سعی میکنند از این آب گل آلود برای خود ماهی بگیرند…

(فاضل خمیسی)

Print Friendly, PDF & Email
آخرين اخبار
پر بحث ترين
اینستاگرام نخبگان
شهرداری مسجدسلیمان
محل كد آمار
logo-samandehi