✅بمناسبت چهلمین روز كسي كه آموزگار عشق بود:"يارمحمد اسدپور "

یارمحمد اسدپور؛آموزگار عشق

دکتر سعید آژده
تاریخ انتشار: پنجشنبه 22 اردیبهشت 1401 | 19:45 ب.ظ
یارمحمد اسدپور؛آموزگار عشق زمان مطالعه: ۳ دقیقه معلم من! استادم! ‏اولین آموزه های عشق را در تو من آموختم چه سخت است هجرتت… آموزگارعشق‬⁩ ودانایی! یارمن! من اولین اشارت عشق را در نگاه مهربان و انسانیت دیدم[شاعر بودن یعنی انسان بودن را توبمن آموختی]-برای همین درتاریخ ادبیات ماندگار میمانی این نوشته بمناسبت ارج نهادن به مقام معلم است و یارمحمد اسدپور نیز […]
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

معلم من! استادم!
‏اولین آموزه های عشق را در تو من آموختم چه سخت است هجرتت…

آموزگارعشق‬⁩ ودانایی! یارمن! من اولین اشارت عشق را در نگاه مهربان و انسانیت دیدم[شاعر بودن یعنی انسان بودن را توبمن آموختی]-برای همین درتاریخ ادبیات ماندگار میمانی

این نوشته بمناسبت ارج نهادن به مقام معلم است و یارمحمد اسدپور نیز دهه های قبل این حرفه مقدس را طی نموده بود و البته شاگردان زیادی را نیز معرفی نمود :

پیش و پسی بست صف کبریا
بس شعرا آمد و پیش انبیاء

این فرموده حضرت مولانا را زمانی میتوان بهت آموخت که در سرای محشر تنها صف پیامبران و شعراست که مقدم بر همه انسان هایند

چنان که “شارل بودلر” شاعر فرانسه معتقد است :((سه گروه از مردم را باید حرمت گذاشت اول پیامبران که به آنها وحی میشود دوم شاعران که به آنها الهام میشود و سوم سربازها که از مرزها دفاع میکنند ، و بقیه را باید به تازیانه کشاند!))

به تعبیر نیمای ما! آیندگان غربال‌ به دست آیند و آنها هستند که تصمیم می‌گیرند چه کسی بماند و چه کسی در میان اسامی هزاران شاعر دیگر ناپدید شود و من در همین عصر با تاییدات و تاکیدات و البته دلایل شعرشناسانه می گویم شعر یارمحمد اسدپور نه تنها سرآمد همدوره های خود که از بهترین نمونه های شعر معاصر ایران از نیما تاکنون است!

یک شاعر از یک شهر با یک دفتر کمتر از چهل برگ شعر ،بنام “بر سینه سنگ ها بر سنگ ها نام ها ” بر میخیزد و انقلابی در شعر معاصر میکند که تحلیلگران ادبی از آن بنام شعر موج ناب ایران یاد میکنند و اصالت این اشعار در مال بودن خود تا پنجاه سال بعد (نیم قرن) همراه زندگی شاعرش استمرار می یابد .

از نظر زیباشناسی یا استاتیک شعر اسدپور بقدری در خواننده ایجاد التذاد ادبی میکند که گویی این شعرها را یک فرا انسان سروده است!
چگونه یک انسان میتواند در بیست و چند سالگی بگوید:

((چون می جویم زبانش را
به رگ آخر می مانم
که مهمیز می زند:
پلک بی قرار
آه می دانم مار به آستین هایم خواهد خزید
به آنجائی که می آویزی به گوشهایم
از شادی مردگان

یا:

این زمان
غزل فریبنده ی بدفصلی هاست
وقتی کسالت علف
گونه به تاراج می برد
در گمشدگی های دل
اینک
دوباره ات می خوانم
ای آرامجای گور

که همیشه در من
چیزی به قواعد موریانه
حرکت می کند.

یا:

سپیده دم است
و پلک در ادای مرثیه می بندم.
و به وقت
که دعا از بازو می افتد
مرگ می زند
یکریز
طالع نحسی را!

اینها ناب ترین نمونه اشعار معاصرند از دهه پنجاه تا کنون و شاعر این اشعار اگر چه سیزده نوروز امسال ١۴٠١ نفس هایش برای همیشه به پایان رسید اما آنچه ماندگار می پذیرد این نوع شعر اوست و البته نوع زندگی و زیست شاعرانه اسدپور که یک عمر ساده و سربلند زیست میتواند الگو برای من باشد کسی که هرگز اشتهار را تکدی نکرد و در سکوت بدون حاشیه خود فقط نشست و سرود تا به جاودانگی لغت و کلام شعر رسید، مرگ جسمانی او اگر چه خلأیی جبران ناپذیر است برای شعر معاصر اما آیندگان برای واکاوی شعر امروز خرسند خواهند بود که در این عصر شاعرانی چون اسدپور وجود داشته است تا تاریخ ما خالی از شاعر نباشد

سعید آژده اردی بهشت ١۴٠١ اهواز

Print Friendly, PDF & Email
آخرين اخبار
پر بحث ترين
اینستاگرام نخبگان
محل كد آمار
logo-samandehi