ادبیاتفرهنگ و جامعهیادداشت

آنان که کیمیا را به نظر خاک کنند

آنان که کیمیا را به نظر خاک کنند

آنان که کیمیا را به نظر خاک کنند

حسین مددی
                حسین مددی

اعتدال نخبگان – حسین مددی: تصاویر بالا مربوط به قبرستان، و به قول قدیمی‌ترها، خاکِستانِ هنرمندان در چهاربیشه‌ است.

( در این خاکستان، سینه‌ای پُر از آشیانه‌ی شعر در زیرِ سنگ‌نوشته‌ای به نام یارمحمد اسدپور غنوده‌است).

قبرستانی بی امکانات، بی در و پیکر و رها، که جز خاک، هیچ عنصر دیگری که تداعیِ بهشت و زهرا(س) و یا هنر را بکند، ندارد.

اگرچه شاعر بعد از پرواز، نیازی به آرایشِ حوالیِ مرگستان یا خاکِستانِ خود ندارد زیرا در این تولدِ تازه، با کلمات و جهانِ جان‌نما محشور می‌شود؛ ولی ما که نیاز داریم، زیرا ما زنده‌‌ی آفاقیم و شاعر زنده‌ی انفُس؛ ما در جهانیم و شاعر در جان؛ ما در *صورتِ* هستی‌ایم و شاعر در *معنای* وجود؛ و خداوند به معنای ما توجه و توقع دارد، نه به صورتِ ما.
ولی ما که خدا نیستیم؛ ما در مواجهه با فضای خاکِستان، ابتدا آفاق و صورت را می‌بینیم.

ما نیازمندیم تا با دیدن گُل و مورد و شمشاد وچمن و سبزه و پیچک و درخت و شمع و آب و انار و سایه‌و… هر آنچه زیبایی را همچون آرایشگاهی چشم‌نواز، و به تداعیِ یک شاعرِ زیباگرا و معناجو، سوق دهد، ارتباط پیدا کنیم؛ ارتباط در مکانی در خور، برای آن هنرمند؛ و در این آدرسِ تامل‌گاه، در ارتباطی “حسی_ عاطفی”، سپس می‌توان به جهانِ جان‌نمای او واردشد و با او دیدار داشت.

شاعر یا موءلف نمی‌میرد. “مرگ مولف” در قرائتِ متون است. در خاکِستان، ما با دیدار سروکار داریم؛ کار از خواندن آدرس (متون)، گذشته‌ست. دیداری معنوی و مینوی.

فضا، آتمسفر، زیبایی‌شناختی، شناختِ مواد، نشانه‌شناسی، هوشِ غایت‌گرا، جامعه‌شناسیِ هنری و انسان‌شناسیِ نمادین و مقوله‌هایی از این دست، پدیده‌هایی هستند که متاسفانه در ساختار ذهنی مدیران جایی ندارند. همین بی‌خبری‌ها از جانب مدیران، باعثِ نوعی نقیضه( پارودیک) در پردازشِ غیر فنی و بی‌هوده بودنِ کارهایی مانند ” قبرستانِ هنرمندان” گردیده است.
قطعاََ انگیزه خوب بوده، ولی انگیخته، در تعارض و تناقض است.
هنرمندان، این کیمیاگرانِ تخیل، اندیشه و احساس ، که قبای اطلسشان رونق بازار عشاق است، باید در صدر نشینند و همچون نظرپردازان، خاک را برای تشنگان عشق و احساس، کیمیا کنند؛ ولی در آن‌سوی، کسانی نه از سَرِ عناد، که از بی تخصصی‌شان، مصداق عینیت‌بخشی به شکل نقیضه‌ای از این بیت حافظِ عزیز شده‌اند:

آنان‌که *کیمیا* را به نظر *خاک* کنند/ آیا بود که گوشه‌ی چشمی به ما کنند؟!!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا