برای علی، پوران و احسان…

تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۴:۱۱ ب٫ظ
برای علی، پوران و احسان… نخبگان – پژمان کریمی / … و تو شاید بدانی که سالهاست چهار کلمه؛ *آزادی ، کتاب، پدر و پوران* چهار بُعد روح و فکر من است. و اکنون که با همه عشق و شوق از یکدیگر بسیار دور افتاده ایم، این صفحه را که دنیا و عشق ما نام دارد، برای تو می فرستم […]

نخبگان – پژمان کریمی / … و تو شاید بدانی که سالهاست چهار کلمه؛ *آزادی ، کتاب، پدر و پوران* چهار بُعد روح و فکر من است. و اکنون که با همه عشق و شوق از یکدیگر بسیار دور افتاده ایم، این صفحه را که دنیا و عشق ما نام دارد، برای تو می فرستم تا وقتی آن را می شنوی به من آنچنان بیندیشی که من آرزومندم…] اما، تنهایی و یک عمر تنها رفتن…گویا این سرنوشت محتوم همه کسانی است که در هبوط به این مسافرخانه غریب، عاشقانه با آن همراهند و چه کسی میداند تنهایی آن هم در انبوه جمعیت از خواص رازآلود مسافران ناآرامی است که راه، تنها برایشان مسیری برای عبور نیست…پیوند میان دیروزها و فرداهای دور است…چرا که این سنت، به عمر زمینی من و تو  محدود نمی گردد…ما پیش از آنکه زاده شویم….پیش از آنکه روح در کالبدمان دمیده شود…و پیش از آنکه باشیم….در یک بودن و روییدن همیشگی جوانه زدیم، ریشه دواندیم و سربرداشتیم…و چه دشوار است در راه ماندن و در بیهودگی و روزمرگی های وهم آلود فسردن…من سالهاست که میروم تنها، خستگی ناپذیر، تشنه و عاشق…و امروز دیگر،  ادامه این راه طی شده را به تو وامیگذارم…[اینک ، عصایم را به دست بگیر ،

چاروق هایم را بپوش ،

و کوله بارم را بر پشت نه

و این راه را ، از اینجا که من مانده ام

ادامه بده

 

Print Friendly, PDF & Email
آخرين اخبار
پر بحث ترين
اینستاگرام نخبگان
شهرداری مسجدسلیمان
محل كد آمار
logo-samandehi