فرهنگ و جامعه

تبیین توتمیسمی در آثار مفرغی لرستان

گذری بر مفرغ شناسی لرستان

به گزارش اعتدال نخبگان و به نقل از عقلانیت و توسعه: اهمیت مفرغ استان لرستان به اندازه‌ای است که” گریشمن “هنر حقیقی ایران را هنر  لرستان می داند(گدار، ۱۳۷۷:۸۵). تاکنون بیش از ۲۵۰ بار بررسیها و پژوهشهای پرثمری توسط دانشمندان کشورهای گوناگون از جمله استین، گدار، شیفر، گیرشمن، پرادا، دمورگان، هایش و بسیاری دیگر در این ناحیه انجام گرفته است. در بررسی‌های به عمل آمده به تبیین توتمیسمی توجه نشده است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخی برای این پرسش است که مفرغ‌های کشف شده گورهای لرستان چه معانی را بازتاب می‌دهند و این اشیاء جنبه آیینی و مقدس داشته‌اند یا جنبه کاربردی؟. این پژوهش پیشِ رو مطالعه‌ی میان رشته‌ای است وحوزه‌ی تاریخ، باستان شناسی و روان شناسی را دربر می‌گیرد. داده‌های پژوهش با مطالعه‌ی میدانی و کتابخانه‌ای نگارنده فراهم گردید و درچارچوب نظریه‌ی توتم پرستی به موضوع پرداخته شده است. توتم معمولاً به عنوان یادمانی از نیاکان یک ایل یا طایفه عمل می‌کند که بی حرمتی به آن تابو نامیده می‌‍‌‌شود و با مجازات‏ همراه است.جامعه‌ی آماری متشکل از آثار مفرغی مکشوفه گورهای لرستان بود. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در فرهنگ لری موارد متعددی از حرمت و اعتقاد به برخی جانوران، گیاهان و درختان یافت می‌شود، اما هیچکدام با تعاریف توتمیسم همخوانی ندارد. اگر در لرستان برخی آثار مفرغی مانند لگام اسب، خنجر، زیورآلات زنانه و مجسمه‌های ترکیبی در گور افراد کشف شده است، هرگز نماد هویت گروهی آنان نبوده و برای آنها تابویی وجود نداشته است، زیرا مورد استفاده عام داشته و در قبرهمگان از هر طبقه یاقت شده است درثانی استفاده کاربردی مانند دفع اهریمن، برای استفاده درجهان دیگر و نشان لیاقت داشته است و این برداشت با توتمیسم، که گروهی از انسانها هویت و هستی جمعی خود را وابسته به آن و آن را خدای خود و بی حرمتی به آن را تابو و دارای مجازات می‌دانند، تفاوت دارد.
واژگان کلیدی
مفرغ، لرستان، توتمیسم، کاسیان، برنز، آهن، دین
مقدمه
سنگ، خاک و فلز سه کار ماده اصلی شکل دهنده تمدن بشری محسوب می‌شوند. بشر در هرگام خود به سوی تمدن عالی با بهره‌گیری از هر یک از این مواد تحول عظیمی را به نمایش گذاشته است. سنگ همراه دیرینه بشر بیش از هر چیز تنها ابزار بوده، اما خشت و سفال ابداع و اختراع وی و فلز برتر از هر دوی اینها کشف او به شمار می‌رود. در مورد تاریخ فلز نظریات مختلفی مطرح است. قدیمی‌ترین آثار مفرغی ایران از مناطقی چون لرستان، ایلام و کرمانشاه به دست آمده است. در میان این آثار، مفرغهای لرستان با برخورداری از تکنیک بالا، فرم مناسب و طرح زیبا، برجسته‌ترین نمونه‌ها را تشکیل می‌دهد. اگر چه تولید مفرغینه‌های لرستان در یک گستره زمانی وسیع از هزاره سوم قبل از میلاد تا حدود قرن هشتم و هفتم قبل از میلاد تداوم داشته است ولی مفرغهای خاص این سامان به قرن دوازدهم قبل از میلاد و بیشتر به زمان بین قرن نهم تا هفتم قبل از میلاد مربوط می‌شود. اهمیت مفرغ استان لرستان به اندازه‌ای است که گریشمن “هنر حقیقی ایران را هنر  لرستان” (گریشمن، ۱۳۱۹:۷۲). می‌داند گرچه به جز لرستان، اشیای مفرغی فراوانی در جنوب خزر، قفقاز و اروپا به دست آمده است ولی این اشیاء به لحاظ فنی و هنری به هیچ وجه با مفرغ‌های یافت شده در لرستان قابل مقایسه نیست. آندره گدار تاکید می‌کند: “هرگز قطعه‌ای نظیر مفرغ‌های لرستان در سرزمین بین النهرین به دست نیامده است (گدار، ۱۳۷۷:۷۵). آثار مفرغی کشف شده درخصوص تبیین توتمیسمی تا کنون مورد بررسی قرار نگرفتند و این اثر در پی کسب آگاهی رد پای توتمیسمی این آثار به اجرا درآمد.
اهداف و ضرورت پژوهش
اکثر آثار مفرغی لرستان شامل زین و برگهای اسب، یراق، لگام، حلقه‌ها و زینت آلات مربوط به لگام و دهنه‌ی اسبان و ارابه‌ها و اسلحه‌ها، منتسب به اواسط هزاره‌ی دوم (۱۲۰۰-۱۸۰۰ ق.م) هستند در هزاره‌ی اول ق. م از ارابه‌ها درجنگ استفاده نمی‌شد یا کمتر استفاده می‌شد. بقیه‌ی آثار مفرغی ازجمله بتها، مجسمه‌ها و… متعلق به (۷۷۰-۱۲۰۰) ق.م می‌باشند (معصومی، ۱۳۸۸:۱۹۸ ). کالمایر درتقسیم بندی مفرغها تمام اشیای مفرغی را به ۷۳ گونه تقسیم می‌کند و در نهایت پس از بررسی همه آثار به این نتیجه می‌رسد که جای یک سبک خاص یک سلسله سبک در تولید آثار وجود دارد (کالمایر، ۱۳۷۶). با اینکه بیش از نیم قرن از کشف آثار فلزی لرستان گذشته است اما هنوز نقاط ابهام زیادی درخصوص این اشیاء وجود دارد. یکی از اصلی‌ترین سوال مطرح در این خصوص جنبه توتمی بودن آثار مفرغی است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخی برای این پرسش است که مفرغ های کشف شده گورهای لرستان چه معانی را بازتاب می دهند و این اشیاء جنبه آیینی و مقدس داشته‌اند یا جنبه کاربردی؟.
روش پژوهش
 پژوهش پیش‌رو مطالعه‌ی میان رشته‌ای است و حوزه‌ی تاریخ، باستان شناسی و روان شناسی را دربرمی‌گیرد. بر این اساس، داده‌های پژوهش با مطالعه‌ی میدانی و کتابخانه‌ای فراهم گردید و با تکیه بر نظریه‌ی توتم‌ پرستی، با روش توصیفی با رویکردی هرمنوتیکی به موضوع پرداخته شد. جامعه‌ی آماری آثار مفرغی مکشوفه گورهای لرستان بود.
 پیشینه‌ی پژوهش
تاکنون بیش از ۲۵۰ بار بررسیها وپژوهشهای پرثمری توسط دانشمندان کشورهای گوناگون از جمله استین، گدار، شیفر، گیرشمن، پرادا، دمورگان، هایش و بسیاری دیگر در این ناحیه انجام گرفته است. در این میان، چندین گروه باستان شناسی نیز در لرستان به کاوش دست زده اند.کاوشهای استین در سال ۱۹۳۶ م.، اریک اشمیت در ناحیه سرخدم کوهدشت، رومشگان، سیمره و دلفان در سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۴ م گروه دانمارکی به سرپرستی ملدگارد و مورتنسن در نواحی هلیلان و طرحان در سالهای ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ م و… نتایج ارزشمندی داشته است(گیرشمن،۱۳۹۵:۸۱).
گروه بلژیکی به ریاست لویی واندنبرگ نیز در دهه ۷۰ و ۸۰ م.کاوشها و بررسی‌هایی در لرستان و پشتکوه انجام داده‌اند. گروه مشترک ایران و انگلیس به ریاست خانم کلرگافهم از ۱۹۶۶تا ۱۹۶۹ در تپه باباجان نورآباد به کاوش پرداخته اند(دادور و مصباح اردکانی،۱۳۸۶:۲).گدار،کاسیان را برپاکنندگان هنرلرستان می‌داند (مری، ۱۹۹۱:۱۸۵ به نقل ازگدار، ۱۹۶۵:۳۰). برخی از پژوهشگران روسی ریشه‌ای سکایی برای مفرغهای لرستان در نظر گرفته‌اند. گیرشمن به نفوذ هنر بابل، آشور، ایلام و اورارتو در این سبک اشاره دارد (گیرشمن، ۱۳۹۰:۸۸).
هرتسفلد پس از بررسی گسترده هنرمنطقه، با اشاره به بهره‌گیری استادانه از فلزات و روشهای گوناگون، هنر لرستان را پیامد تجربه دیرین هنرمندان بومی فلات ایران می‌داند (هرتسفلد۱۹۷۶:۱۷۴). پرادا پس از پذیرش بومی بودن هنرلرستان و تاکید بر نیاز به دسته‌بندی‌های کوچکتر محلی و جغرافیایی برای آن، به تاثیر هنر میان‌رودانی،کاسی ومیتانی براین سبک اشاره دارد (پرادا،۱۹۶۲:۱۵۸).
بلاش در اثر خود با عنوان تناسب حاکم بر پیکره‌های مفرغی لرستان، آشکار می‌سازد که سازندگان آثار مفرغی تلاش کرده‌اند تا ضمن حفظ زیبایی این آثار از آن به عنوان جایگاهی برای بیان ثبات حکومتی و باورهای اعتقادی خود سود جویند (بی وار، ۲۰۰۵).
در لرستان، شیر نمادی از خورشید، خوبی، روشنایی، هوشیاری و نیرو، قانون و دادگری بوده است همچنین، شیر مهمترین نشانه جنگاوری و نیروی مردانه بوده، هنوز هم داخل یا برگور دلاوران درگذشته تندیس شیر می‌نهند و بسیاری از آثار مفرغی این دیار ترکیبی از این حیوان است (کوپر، ۱۹۶۸:۹۸).
فتح الهی در تحقیق خود با عنوان بازتاب توتم باوری کاسیان در نام‌گذاری ایل‌وندهای لرستان، برای بررسی رد پای توتمیسم در میان بومیان منطقه زاگرس، به بررسی پیشینه قدسی‌ انگاری حیوانات وگیاهان درجوامع مختلف به طور عام و مطالعه علت تقدس جانوران وگیاهان در فرهنگ اقوام دیار لرستان به طور خاص می‌پردازد و به این نتیجه می‌رسد که از روزگاران قدیم تا کنون، بسیاری از طوایف لر نام گروهی خود را به صورت تلفیقی از نام حیوانات یا گیاهان در پیوند با پسوند “وند” برگزیده‌اند (فتح الهی، ۱۳۸۸).
در نقد اثر فتح الهی، خدایی معتقد است طبق بررسی به عمل آمده وی، اگر برخی طوایف با عنوان جانوری مانند دالوند، چقلوند،… نامگذاری شده است یا درمذهب یک طایفه خوردن گوشت جانوری همچون بز یا خروس و… حرمت دارد این ارتباطی با توتمیسم ندارد، چنانکه حرمت گوشت گاو در میان هندوان یا حرام بودن گوشت جانوران درّنده و.. در اسلام، ربطی به توتمیسم ندارد  چون  سبب تمایز افراد طایفه از بقیه می‌شود اما طایفه مذکور درخصوص توتم آئین خاصی نداشته و جنبه قدسی برای وی ندارد (خدایی، ۱۳۸۹).
چارچوب نظری
توتم‌پرستی نظامی از باورهاست که قائل به نوعی ارتباط معنوی و خویشاوندی بین‏گروهی از انسان‌ها با یک موجود فیزیکی دیگر (اغلب حیوان و درمواردی گیاه یا شئی) موسوم به توتم  است (ناس، ۱۳۷۵:۲۱ و الیاده، ۱۳۸۹:۳۲). توتم معمولاً به عنوان یادمانی از نیاکان یک ایل یا طایفه عمل می‌کند و افراد طایفه، توتم را دارای نیرویی برای حمایت و حفاظت از خودشان می‌دانند و بی‏حرمتی به توتم، تابو نامیده می‏شود که با مجازات‏های سنگینی همراه است. توتمیسم تکامل خاصی از رابطه کلی‏تر میان انسان و گونه‌های طبیعی است. توتمیسم بخشی از یک نظام ساختاری است که نه تنها رابطه انسان‌ها را با یکدیگر مشخص می‏کند، بلکه رابطه او را با محیط او نیز سازمان می‌دهد. تصدیق این رابطه ممکن است شکل‌های مختلف به خود بگیرد که عموماً به این صورت‌ها بیان می‌شود:
دستورات مربوط به حرمت و احترام، یعنی تابوها مانند منع کشتن یا خوردن هر نوع حیوانی از گونه مورد ‎نظر (و یا دست زدن به هر نوع گیاهی از گونه مورد ‏احترام). اعتقادهای خویشاوندی، مبنی بر این‏که گروه انسانی، اخلافِ نیایِ افسانه‌ای توتمی‏اند و یا این‏که آن‏ها و اعضای گونه‌های طبیعی با هم برادرند. جلوه‌های دیگر این رابطه عبارتند از: استفاده از توتم به صورت نماد گروهی؛ اعتقاد به این‏که توتم حامی اعضای گروه ‌است. اعتراف به داشتن تعهدی برای انجام (مناسک اضافی) که سبب می‌شود که گونه توتم تکثیرگردد (گولد و کولب،۱۳۸۴:۲۷۴).
توتم را می‌توان یک پدیده‌ی زنده یا بی جان، بخشی یا جزئی از چنین پدیده‌ای همچون یک جانور، کوه یا دریا، یک نیا، حتی یک اسطوره، یا هر جزئی از این‌ها تعریف کرد که یک فرد یا گروه اجتماعی به آن احساس تعلق می‌کند و احترام می‌گذارد و آن را محافظ و پشتیبان غیبی خود می‌پندارد. نخستین بار که این مفهوم شناخته شد به دلیل نام‌هایی بود که قبایل سرخپوست و افراد درون هر قبیله به خود می‌دادند همچون: “عقاب”، “اسب”، “کوه سیاه”، “جنگل دوردست” و غیره… هر کدام از این نام‌ها گویای نوعی هم ذات پنداری فرد یا گروه با پدیده‌ی مزبور بود، باوری که به شکلی کمابیش گسترده به سطح شناختی، زبان شناختی، رفتاری و مناسکی فرد یا گروه منتقل می‌شد. تقدس جانوران و حیوانات در نظام توتمی از آنجا ناشی می‌شد که حیوانات و جانوران را به طور فوق العاده در زندگانی بشر مؤثر می‌دانستند. نظام‌های توتمی پایه‌های زبان شناختی بخش بزرگی از باورها را تشکیل می‌دهند. این نظام‌ها همچنین با نشانه‌گذاری‌های متعددی همراه ‌هستند که افراد یک توتم را از دیگران متمایز می‌کند، از جمله نوع پوشش متعارف؛ پوشش و آرایش در مراسم و مناسک خاص؛ استفاد از ابزارها و اشیای خاص، رنگ‌های خاص و نیز رفتارها و واژگان خاص. همه‌ی این‌ها خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه درخدمت حفظ نظام توتمی‌اند، نظامی که تداوم آن به فرد کمک می‌کند تا درون خود را نیز انسجام داده و حفظ کند.
از نظر فروید، توتم پرستی طریقه‌ای است، هم مذهبی و هم اجتماعی. از نظرگاه مذهبی، توتم پرستی عبارت است از روابط مبتنی بر احترام و توجه متقابل بین انسان و توتم او؛ و از نظرگاه اجتماعی، عبارت است از تکالیف متقابل موجود بین اعضای طایفه و تکالیف یک قبیله نسبت به قبیله دیگر(مری، ۱۹۶۷). دورکیم، توتم پرستی را امری جهانی می‌دانست و معتقد بود درهمه جا گونه‌ای از توتم پرستی وجود دارد. همراه با معنی توتم پرستی می‌توان معنای آنیمیسمی یا جان‌پنداری نیز برای نقوش و اشکال حیوانات قائل بود. آنیمیسم یا جان پنداری، به دنبال آن به وجود آمد که انسان ابتدایی بر اثر عواملی چون خواب و رویا و سایه و تصویر، برای خود قائل به وجود روح و روانی گشت (همان منبع پیشین).
به طور کلی می‌توان گفت که هر نظام اجتماعی به دلیل نیاز دائمی‌اش به باز تولید در قالب‌های جمعی، به نظام‌های تعلق اجتماعی هم نیاز دارد، نظام‌هایی که در عین حال بین گروه‌های اجتماعی تمایز ایجاد می‌کنند. این جاست که توتمیسم وارد عمل می‌شود تا به افراد امکان دهد در قالب‌های متعدد و از طریق تعلقات توتمی تودرتو، در قالب خرده فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های غالب گردهم بیایند و جوامع انسانی را شکل دهند(فکوهی،۱۳۹۱).
در میان اشیاء فلزی کشف شده لرستان بخصوص اشیایی که درگورهای آنان پیدا شده برخی ممکن است بر این باور باشند که این اشیاء جنبه توتمی برای آنها داشته و نشان یا علامت توتمی آنان باشد. این بررسی با روش کتابخانه ای و کاربرد نظریه توتم به بررسی این موضوع پرداخت.
مفرغ شناسی لرستان
مفرغ‌های لرستان از نظر تاریخ و محل ساخت آنها به سه دسته تقسیم می شوند:
۱-مفرغهای که در لرستان پیدا شده است: این دسته مهم شامل اشیایی است که در لرستان پیدا شده و قدمتشان ممکن است به سومین هزاره عصر هخامنشی برسد. این اشیاء احتمالاً ساخت ناحیه نبوده، بلکه به صنعت غنایم جنگی و یا هدایا و یا از راه بازرگانی و داد و ستد به این سرزمین وارد شده‌اند.
۲-مفرغ‌های ساخته شده درلرستان: نظیر چنین مفرغ‌هایی، که در لرستان پیدا شده‌اند و ساخت منطقه هستند، در بین‌النهرین و ایلام و سایر نواحی ایران از جمله خوزستان، آذربایجان، طالش، قفقاز و به ویژه درکاوشهای ناحیه خوردین تپه سیلک و منطقه اصلش و تپه مارلیک نیز بدست آمده است.
۳-مفرغ‌های مشخص و ویژه لرستان: مفرغ‌هایی هستند کاملاً مشخص و مربوط به خود لرستان، که نظیر آنها در نقاط دیگر بدست نیامده است و به همین علت، آنها را مفرغ‌های لرستان نامیده‌اند مفرغ های مخصوص و مشخص لرستان عبارت اند از:
۱ سلاح‌ وجنگ‌ افزار شامل:
الف‐ انواع تبرهای یک طرفه یا دوطرفه که برروی بعضی از آنها نقوش انسان و حیوانات دیده می‌شود. دربعضی از انواع این‌تبرها، تیغه از دهان باز شده یک‌ حیوان بیرون آمده‌ و در طرف‌ دیگر، سرحیوانهای دیگرمثل گراز دیده می‌شود.شکل بسیاری از این‌تبرها به گونه‌ای است‌که‌استفاده کاربردی از آنها را غیرممکن می‌سازد و اغلب آنها را درآیین‌ سوگواری به‌کار می‌برده‌اند(تصویر۱).
 ب‐ انواع خنجر، سرنیزه وکمان‌ داس(تصویر۲).
۲ قطعات‌ زین‌ و‌ برگ‌ و‌ لگام‌ اسب: سطح تیغه لگامها با‌ تصویر اسب، گاومیش،گاو، بزکوهی، دیوهای‌شاخدار، منظره‌ دسته‌ جمعی حیوانات‌ در شکار و نقش‌ پهلوان‌ افسانه‌ای‌ گیلگمش‌ تزیین‌ شده‌ است.
۳-دسته اسباب تیزکن: این دسته‌ها اغلب به سر گوزن‌ یا بز باگردن و‌ شاخه‌ای دراز‌ منتهی ‌می‌شوند (تصویر۳).
۴ اشیای نذری: این گروه بزرگترین بخش یافته‌ها را تشکیل ‌می‌دهد و شامل انواع سرسنجاقها، بتها و علم‌ هاست.
علم‌ها: علم‌ها را به شکل حیوانات مختلف می‌توان مشاهده نمود؛ انواع حیوانات از رئالیستی‌ترین‌ تا تخیلی‌ترین آنها در ساخت این علم‌ها به کار گرفته شده‌اند. روش معمول قراردادن دوحیوان ازیک نوع روبه روی هم و اتصال آنها به هم از طریق یک حلقه فلزی پایه دار بوده است. در‌ مواردی این‌حلقه فلزی با یک پایه یا سرگل‌دارکه‌ درخت به نظر می‌رسد و یا یک نقش باستانی که همان ارباب حیوانات است، جایگزین شده است. عمده‌ترین‌حیوانات استفاده شده عبارتند از بز،اسب، گوزن، شیروگربه وحشی (تصویر شماره ۴).
بتها: بتها در واقع مظهر موجوداتی بالاتر از انسان هستند. اگر چه در‌بسیاری از انواع این بتها موضوع‌های باستانی مربوط به داستانهای مذهبی بین‌النهرین – قهرمان درحال مبارزه با دو حیوان‌ نشان داده شده‌ است، اما در مجموع در اغلب‌ آنها می‌توان قدیمترین تصاویر دینی ایران را یافت که متعلق به زمانی هستند که یشتها؛ یعنی‌کهن‌ترین قسمتهای اوستا به صورت‌ شفاهی(گاتها) به‌ وجودآمده‌اند (تصویر ۵) (ایزدپناه، ۱۳۷۶:۳۷۵).
تصویر۱‐ تبر برنزی لرستان قرن اول قبل از میلاد، تکنیک ریخته‌گری، موزه رضا عباسی
تصویر۲‐ سرنیزه برنزی لرستان، تکنیک ریخته‌گری، موزه رضا عباسی، تهران
تصویر۳‐ دسته اسباب تیز کنی، مفرغ، لرستان ۹۰۰ نت ۷۰۰ قبل از میلاد
تصویر۴ ‐ بت مفرغی ترکیب دوحیوان: بزوگربه وحشی، لرستان قرن اول قبل از میلاد، موزه رضا عباسی، تهران
تصویر ۵‐ دو مجسمه مفرغی، الف– دو شیر در دو طرف یک محور مرکزی ب– دو شیر در دو طرف نقش مرکزی از پهلوان اسطوره‌ای.
سرسنجاقها: سنجاقهای نذری را می‌توان دارای کارکردی همچون دخیل‌های امروزی تصور نمود. این سنجاقها به دو شکل ساخته می‌شدند: گروهی که به صفحات گردی مزین به تصویر درخت زندگی یا دلاوری با حیواناتی در دو طرف او منتهی می‌گردند. گروه دیگر به قسمت جلویی بدن یک حیوان اغلب بز، گوزن یا  انواع حیوانات تخیلی منتهی می‌گردند(تصاویر ۶ و ۷)
‐ زیرسریها: زیرسریها اشیایی هستند که از یک میله افقی با دو مجسمه حیوان به صورت قرینه در دو طرف تشکیل شده‌اند. این زیر سریها درمقبره‌های لرستان به تعداد زیادی کشف شده‌اند و  چون اغلب در زیرسر مردگان قرارداده شده بوده‌اند به این نام شهرت یافته‌اند (تصویر۸ )
۶‐ روکش تیردان با تزیین گاو بالدار و تصاویر اسطورهای شبیه به آنچه در بین‌النهرین دیده می شود.
۷- انواع ظروف به شکل ساغر، کاسه و لیوان بانقشهایی از صحنه های شکار و غلبه پهلوان اسطورهای برحیوانات درنده. (همان منبع پیشین، ص۳۷۷).
تصویر ۶ – سنجاق مفرغی با نقش مرکزی(گیل‌گمش)پهلوان اسطورهای درحال مهار حیوانات،قرن اول قبل از میلاد، موزه رضا عباسی
تصویر ۷ – سنجاق منتهی به شکل حیوان اسطورهای،بز بالدار، قرن هفتم و هشتم قبل از میلاد، موزه رضا عباسی.
تصویر ۸– زیرسری مفرغی با نقش اسب
دین کاسیان
قوم باستانی کاسی‌ها در ازمنه قدیم تا فتح ایران توسط اسکندر مقدونی، درکوه‌های زاگرس ساکن بودند. کاسی‌ها قبایلی کوهستانی و حرفه‌ آنها دامداری بود و به زبان ایلامی‌ها سخن می‌گفتند. در زبان و تمدن و فرهنک کاسی ها، تمدن هند و اروپایی مشهود بود. نام پیشوای کاسیها گانداش بود(ایزدپناه، ۱۳۷۶:۳۷۹).
تا کنون از اصل و منشاء دینی و آئین مذهبی قوم کاسی اطلاعات چندانی به دست نیامده است. بنا به نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی هنگامی آشوریان در هزاره  اول ق.م در غرب ایران با کاسیان مواجه شدند مشاهده‌ نمودند که آنان برخی از خدایان بابل را پرستش می‌کردند (سهرابی، ۱۳۷۶:۱۷۵).
بعضی محققان چون جرج کامرون امریکایی معتقد هستند که کاسیها قبل از تهاجم به بابل به روحی از ایزدان آنها معتقد بوده است وی همچنین برمنشاء فققازی داشتن برخی ایزدان کاسی تاکید دارد در تائید این مطلب شیپاک را برابر با ” مردوک” خدای بابل ساه ” sah “همان شمس و هوزا یا هودا” huda ” همانند اداد هاربه مطابق با خدای انلیل” inlil ” بابلی بوده است. با مشاهده برخی از ایزدان قوم کاسیت می‌توان تا حدودی به هویت و خاستگاه دینی آنان پی برد به این صورت که تعداد زیادی از خدایان آنها اسامی هندو اروپایی دارند مانند ماروتاش که می توان آنرا با واژه ماروت هندی و سوریاش را با کلمه سوریای زبان سانسکری مقایسه کرد .
واژه اخیر را با هلیوس یونانی و کلمه باگاس خدای کاسی را با گاس (بگ و بغ فارسی) پارسی باستان از یک ریشه دانسته اند به احتمال زیاد این شواهد حکایت از وابستگی قومی و خویشاوندی کاسیان با اقوام آریایی دارد. گیریشمن از ایزد سروش و بانوی” اشی” که درسر سنجاقهای لرستان تصویر شده است و در اشیاء مفرغی دو نمونه از خدایان سازندگان مفرغهای لرستان معرفی می‌کند که بعدا در شکل تکامل یافته خود وارد دین زردشت و فرهنگ قو آریایی شده‌اند. مذهب این مردمان برقدرت آسمانی تکیه داشت و اساس این دین براعتقاد به خدای بزرگی که برموجودات آسمانی و فصول و تمام امور زندگی استیلاء داشت مبتنی بود.
از مهمترین خدایان کاسی:
 خدای کاشو، خدای قبیله و نیای کاسیان شمرده می شده است.
-شیبارو یا شیمالی ( الهه قلل کوهستان).
-شوکامون یا شومو خدای آتش زیر زمینی و حامی سلام شاهی و هاربه و شیحو از خدایان معزز ومحترم بود.
-ساخ یا شورشاش خدای خورشید کامول و الهه.
-ایمیریا حامی خاندان شاهی.
-شوکامونا و سومالیا محافظ خاندان سلطنتی کاسی (برزویی،۱۳۸۴:۲۳).
کاسیها به خدایان متعدد اعتقاد داشتند هرخدایی را مظهری از عوامل طبیعت محسوب می‌دانستند و او را به شکلی روی ظرف نشان می‌دادند.
این اعتقاد نه تنها در میان قوم کاسی بلکه در بین سومریها، بابلیها، آریاییها، یونانیها، هندوها، سکاها و کلیه اقوام موجود در دنیای قدیم نظیر این اعتقادات وجود داشت. در سومر ابتدا آب، آتش، باد، خاک و کلیه عناصر طبیعی را پرستش کردند. آریاها آتش را پرستیدند و بعدها برای طبیعت هم روحی قائل شدند و بزرگ هر چیز را سمبل قرار داده و پرستیدند مثلا درخت کهن را رب النوع جنگل و سنگ بزرگ را رب النوع کوه پنداشتند.
عده‌ای نیز روح طبیعت را درحیوانات خطرناک یافتند و شیر و گو وحشی را رب النوع جلگه و عقاب را رب النوع آسمان و مار را رب النوع زمین و بزکوهی را رب النوع کوه شمردند. شرایط جغرافیایی و آب و هوای هر منطقه اثرات زیادی در مذهب و روحیه و اعتقادات مردم آن منطقه داشت زیرا مردم بین النهرین، مصر، هند و یونان همه بت می پرستیدند ولی طرز پرستش و چگونگی بت و عناصر طبیعی فرق داشت.
هنگامی یک مذهب قدیمی به رشد و تکامل می‌رسید که پیروان آن مذهب خدا را به صورت انسان می‌پرستیدند و از حالت طبیعت پرستی و حیوان پرستی بیرون می آمدند. در مذهبی خدا را موجودی میان انسان و حیوان تصور می‌کردند و معتقد شدند که خدا به شکل حیوان است اما حرکات انسانی دارد. رفته رفته در قسمت‌هایی از بین‌النهرین به ویژه آشور پیشرفت تمدن خدایان را بشکل حیوان و یا انسان خارق العاده تصور کردند زیرا سه مراحلی از تمدن رسیدند که دیگر اجازه پرستش یک حیوان حقیقی را به خود ندادند و به فکر افتادند که یک حیوان عجیب الخلقه بوجود آوردند و آن را پرستش کنند. از این رو مجسمه‌هایی ساختند که سر یک حیوان را با گوش حیوان دیگر می‌پیوست و بدن حیوانی را با صورت انسان یا صورت عقاب همچنین صورت شیر را با بدن اسب و گاو مجسم می‌کردند و به طور کلی مجسمه تلفیقی می‌ساختند.
اساس دین کاسی‌ها بر اعتقاد بخدای بزرگی بود که بر همه موجودات آسمانی و فصول چهارگانه و همه امور زندگی حکمرانی داشت. این قدرت آسمانی و خدای بزرگ یکی از صورتهایی را که می پذیرفت صورت انسان و گاهی صورت انسان با بعضی از اجزاء صورتهای حیوانات آمیخته بود. تلفیق صورت انسان و حیوان در بیشتر آثار مفرغی لرستان دیده می‌شود. همراه خدای بزرگ خدایان کوچک دیگری نیز بودند که هر یک مظهر عنصری بشمار می‌رفتند. اوامر خدای بزرگ درآسمان جاری بود و اوامرخدایان کوچکتر در زمین مخصوصا در قوه رویاندن سبزه و درخت. در بعضی از نمونه های مفرغی دو جلوه الوهیت در یک نقش واحد بهم آمیخته به طوری که هم خدای آسمان و هم خدای ماه با هم نشان داده شده است.
نور نماد خوبى، دانایى و سخاوت و تاریکی نماد بدى، جهل، تنگ نظرى و ظلمت است. این تفکر ریشه در باور زروانیسم در لرستان داشته است. خداى زروان پدر و مادر نور و تاریکى است که قدیمى‌ترین نقش این خدا روى یک لوحه نذرى برنزى متعلق به هزاره اول ق.م درلرستان کشف شده است. همچنین مفرغ لرستان بُن‌مایه تلاش براى رسیدن به زندگى جاودان کاملاً نمایان است (اسدیان خرم آبادی و دیگران، ۱۳۵۸).
تقدس اسب
عنصری دیگر از نفوذ هند و اروپایی، چنان که در حکومت میتانی نیز موجود بود، جنبه‌ی تقدس بسیار اسب بود. میان کاسیان اسب نشانه‌ی الهی محسوب می‌گشت و محتملا به وسیله‌ی طبقه‌ی حاکمه این اصل، شیوع پیدا کرده بود. اسب مقامی بسیار بزرگ یافت و جزء عناصر مذهبی و مورد ستایش قرار گرفت. اسب و پرورش آن، و اهمیت آن که از هند و اروپاییان گرفته بودند، به وسیله‌ی آنها در بین‌النهرین به همراه ارابه‌ی جنگی رواج یافت(همان منبع پیشین).
باور تقدس میوه و درخت
میوه‌ها نمادی از باروری و جاودانگی است، برخی میوه‌ها به ایزدان نسبت داده شده‌اند و از اهمیت دینی برخوردارند. انار میوه‌ای است که پر از دانه‌های براق و مظهری خورشیدی از باروری و خون زندگی است.
دراسطوره‌های یونانی انار به جان بخشیدن تازه مرتبط می‌شود. انار در اثار باستانی در لرستان باستان نماد فراوانی و برکت است. توتم انار و مار در یک نگاره گیلگمش درحال دویدن، دو انار در دست دارد که از سنجاق‌های لرستان بدست امده که اتفاقا این سنجاق ها در دوران باستان لرستان بی شمار است(گدار، ۱۳۷۷).
این توتم بین سومری‌ها و عیلامیان و کاسیت ها بصورت مشترک وجود داشته است با برخی تفاوت ها در باورها توتم انار در مفرغ و برنز لرستان به تعداد زیاد وجود دارد.
درعیلام و کاسیت باستان درخت مقدس دانسته شده است و در باور امروزی مردم لر هم اعتقاد به مقدس بودن برخی درختها وجود دارد چنانچه مردم لر در باورشان اعتقاد دارند که با بستن بندهای سبز و … به برخی درخت ها حاجتشان و نیازشان برطرف خواهد شد و آن درخت مقدس دانسته شده و از آسیب رساندن به آن خودداری می‌کنند چنانچه برخی حتی معتقدند که درخت مقدس می‌تواند برای آنها که بچه دار نمی‌شوند رفع حاجت کند مانند درخت کُنار. در برخی اثار کهن لرستان موجوداتی به نام دیو یا فرشته نگهبانان درخت مقدس هستند و می‌دانیم که اثاری درعیلام هستند که نگاره دیو را مقدس دانسته‌اند(جان هیلنز،۱۳۹۷).
در عیلام و کاسیت باستان درخت مقدس دانسته شده است و در باور امروزی مردم لر هم اعتقاد به مقدس بودن برخی درختها وجود دارد چنانچه مردم لر در باورشان اعتقاد دارند که با بستن بندهای سبز و … به برخی درخت‌ها حاجتشان و نیازشان برطرف خواهد شد و آن درخت مقدس دانسته شده و از آسیب رساندن به آن خودداری می‌کنند چنانچه برخی حتی معتقدند که درخت مقدس می تواند برای آنها که بچه دار نمی شوند رفع حاجت کند. در برخی اثار کهن لرستان موجوداتی به نام دیو یا فرشته نگهبانان درخت مقدس هستند و می‌دانیم که آثاری در عیلام هستند که نگاره دیو را مقدس دانسته اند (اسدیان خرم آبادی و دیگران، ۱۳۵۸).
 یافته ها
اعتقادات و باورهای قلبی جزء جدانشدنی زندگی بشری است که در سیر تحول و تکوین تاریخی در بسترهایی گاه خشن به شکل جادو و شکار و جنگ و گاه لطیف در قالب ادعیه و نیروهای ماورائی سازنده یا مانند این‏ها جلوه نموده است. تمام سخن این است که ذات بشر نیاز دارد تا در شرایط سخت زندگی برای فرار از مشکلاتی که فکر می‏کند قادر به حلّش نیست، متوسل شود.
یکی از آثار ارزشمند تاریخی و فرهنگی سرزمین ایران که از زمان‌های دور و از تمدن‌های گذشته به دست ما رسیده مفرغ‌های ساخته شده توسط بومیان لرستان یا کاسیان می‌باشد. از جمله موضوعاتی که امروزه در مورد این آثار مطرح است جنبه توتمی بودن آنهاست. این آثار مکشوفه در گورهای لرستان عبارتند از تبرها، زیورآلات، لگام اسب و مجسمه های ترکیبی.
اشیایی یافت شده که برای نذر ساخته شده‌اند. از قبیل سنجاقهای مفرغی و مسی که در شکافهای دیوار فرو می برده‌اند و دکمه‌ای با نقوش مذهبی بر سر دارند و جواهراتی که مرد و زن به همراه داشته‌اند تا در موارد پیش بینی نشده به معبد هدیه کنند. اشیایی که در معابد یافت شده‌اند و در قبرهای مشابه بدست نیامده‌اند از بینش مذهبی مردمان  آن روزگار، چه در زمان زندگی و چه پس از مرگ حکایت می‌کند(کالمایر،۱۳۷۶).مردان را با سلاح و دهنه اسبشان و زنان را با وسایل زینتی مربوط به آنها، به خاک می سپراند. این شاید به علت اعتقاد به زندگی پس از مرگ یا به سبب آنکه استفاده از اشیای کسانی که می‌مردند از نظر مذهبی حرام به شمار می‌آمده، بوده است (گدار، ۱۳۷۷).تصویر گیلگمش برگردن زنان، فرمان ارابه ها و دسته دشنه‌ها، نزد زندگان و درون گورها  یافت شده و نشان می‌دهد که او را خدا نمی‌دانسته‌اند بلکه طلسمی در برابر بیماریها و چشم زخمها بوده است (معصومی، ۱۳۸۸ب).
دهنه‌ی اسب در قبرهای لرستان فراوان است. در صورتی که در نقاط دیگر ایران غیر از نواحی طالش تعداد آن چندان زیاد نیست. این دهنه‌ها معمولاً طوری ساخته شده‌اند که نمی‌توان تصور نمود برای سواری از آنها استفاده می‌شده است، به این معنی که بعضی از آنها خیلی ظریف و کوچک و برخی بسیار سنگین و غیر قابل استفاده می باشند. بعلاوه روی هیچکدام از آنها آثار سائیدگی که دلیل بر استعمال آنهاست دیده نمی شود. اکثر این دهنه اسب‌ها در زیر سر مردگان قرار داده می‌شدند. برخی بر این باورند که این نماد می‌تواند نماد اسب باشد که آنها را در سفر به سوی دنیای دیگر یاری می‌کند. قرار دادن دهنه اسب درکنار مردگان معلوم می‌نماید که مردم لرستان مانند قبائل جنوب روسیه و اروپای مرکزی و شمالی معتقد بودند که انسان پس از مرگ احتیاج به اشیائی که در زندگی مورد استفاده او واقع می‌شده پیدا می‌کند (بهنام، ۱۳۲۰:۸۶). این بدان علت است که کاسیها معتقد بودند که با قرار دادن دهنه  اسب در زیر سر مرده، ورود روح وی را به دنیا جاوید آسانتر می‌کنند (معصومی، ۱۳۸۸ الف:۱۵). پس این دهنه‌ها هم وسیله‌ای برای عروج ارواح هستند.کاسیان پیرو آیین میتراییسم بودند و اعتقاد داشتند “میترا در آسمان ارواح پیروان را برای گذراندن از هفت طبقه آسمان راهنمایی می‌کند تا به طبقه هشتم که جایگاه نور و آرامش مطلق است برسند” (پارسا زاده، ۱۳۹۳:۱۱۵).
دسته‌ای از آثار مفرغی مانند نقش گیلگمش و یاورش انکیدو یا سنجاق‌های نذری و زینت آلات در کنار سر اجساد گور شده به دست آمده‌اند که حاکی از این است که این‌گونه اشیا برای حراست از مرده در برابر نیروهای ترسناک تاریکی به کار می‌رفته‌اند. یا به کار رفتند تا او را از گزند ارواح پلید یا هرگونه طلسم مصون بدارند. و یا اعتقاد داشتند که در این دنیا وسایل مورد نیاز زندگی مردم در جهان دیگر نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.(صادق بهنام،۱۳۵۰:۵ و ایزد پناه، ۱۳۷۶:۳۶۴). گیلگمش مرد نیرومند شاه و شکارچی افسانه‌ای، قهرمان و نگهدارنده گله‌ها و مغلوب کننده دیوان سپس نگهدارنده زندگان و مردگان بود. او خدای آنان نبود که ستایش کنند بلکه طلسمی بود در برابر بیماریها و چشم زخمها (گدار، ۱۳۷۷:۳۰).
هنرمند لرستانی برای نشان دادن نقش انسان، غالبا وی را درحال ستایش یا عبادت مجسم کرده است شاید همراه هر مرده‌ای مجسمه‌ای از خود او درحال ستایش در گور قرار داده می شد و کار مجسمه این بود که در برابر داور سختی که در اینجا ایزد “سروش” بود جوابگو باشد یا درجایی دیگر مجسمه‌ای یافت شد که نشان می‌دهد پیکره صاحب مجسمه گوسفندی را در آغوش گرفته و برای قربانی می برد. چون در آن زمان زنان موقع تدفین، مویه و زاری می‌کردند. مجسمه در گور یافت شد که دو زن را درحال گریستن و کندن مو نشان می دهد. (صادق بهنام،۱۳۵۰:۳۹۷). در برخی گورها، گرز و خنجر یافت شد که نشان لیاقت و شجاعت جنگجویان بود. ( همان منبع پیشین، ص۵۷). بررسی نشان داد، در واقع این آثار بیشتر از آنکه جنبه توتمی داشته باشند جنبه آئینی و کاربردی داشتند.
در زیورهای کشف شده در گورها از دید فرم وکاربرد دستکم به دوازده گونه متفاوت بر می‌خوریم: سنجاق سر، دستبند، گردنبند، گوشواره، آویز، بازوبند یا پای آذین، انگشتر و مهر، پیشانی بند، سنجاق قفلی، دکمه، آینه و موبند. دفن این زیورها با صاحبانشان از این باور حکایت دارد که وسایل زندگی این جهانی انسان، در دنیای دیگر هم مورد نیازش خواهد بود. همچنین انگیزه دفن آنها با مرده، پیروزی براهریمن، رازآلودگی زندگی پس از مرگ، یا دورکردن و آرام کردن ارواح شر بود (طاهری و همتی، ۱۳۹۲). تبرها و خنجرها که در زندگی واقعی برای از بین بردن خصم و پیروزی بود، در زندگی پس از مرگ نیز وسیله‌ای براى دفاع روان مرده درجهان پر مخاطره بعدی در مقابل ارواح نیروهای اهریمنی بود (فانیان،۱۳۵۴:۲۱).
در توتمیسم افراد جاندار و بی‌جان به عنوان نماد توتم به کار می‌روند. وجود اشکال و انواع پرندگان آن هم به صورت تخیلی و در ترکیب با انسان، موجودات خیالی و مرتبط دانستن آن با توتمیسم حدسی است که زده می شود. اما واقعیت این است که  سازندگان مفرغها وسایل مورد نیاز و تقاضای خویش را از جنگ افزارها گرفته تا اشیاء تزیینی با الهام از طبیعت اطراف خویش و نیز با تأثیرپذیری از جامعه، باورها و تخیلات خویش می‌ساختند. تصویر بسیاری از جانورانی که در این آثار به چشم می‌خورد شباهت اندکی با مصداق خارجی خود دارد و در مواردی موجودی خیالی و یا ترکیب انسان جانور و.. است، بنابراین این مساله با  آنچه در برخی قبایل توتم باور مشاهده شده است و در آن وجود نقش یک جانور یا گیاه بر سپرها، شمشیرها، خانه ها و.. یک گروه خاص با هدف متمایز کردن آن از گروه‌های دیگر، تفاوت بسیار دارد.
در بسیاری از این آثار دخل و تصرفهایی در بازسازی تصاویر جانوران صورت گرفته است، گاه بیشتر یک موجود تخیلی به شمار می‌روند تا جانوری واقعی. همچنین حضور انسان بالاتر از جانوران و بعضا سوار بر آنها ادعای ارتباط آنها با توتم باوری را  نماد مقدس است و امکان لمس آن بجز در موراد محدود امکان پذیر نیست، نفی می‌کند (خدایی، ۱۳۸۹:۵).
تصاویر شماره(۹و۱۰): نوعی از مفرغ ها که به زیر سری مشهورهستند.
نتیجه گیری
فرهنگ، دین و آئین همواره ارکان اصلی زندگی بشری بودند که در طول تاریخ، جوامع انسانی به واسطه آن‏ها به طبیعت، تعبیری اجتماعی بخشیده است. انسانی که برای ادامه بقاء از تمام عناصر طبیعت بهره برد؛ در برهه‏ای از زمان به جایی رسید که برای رسیدن به خواسته‏هایش، نیروی مرئی خود را کافی ندید و دست به دامان عناصر نامرئی شد. بر اساس آزمون و خطا به طبیعت جان داد و زندگی گرفت. هدف از مطالعه حاضر بررسی مفرغ‌های لرستان از دیدگاه نظریه توتم بود. گردآوری مطالب پیش‏رو، علاوه ‏بر مطالعات کتابخانه‏ای و مشاهده مقالات مرتبط، بر مطالعات میدانی متمرکز بود. جامعه آماری مورد مطالعه، مفرغهای مکشوفه گورهای لرستان بود. داده‏های مورد نیاز از طریق مشاهده مستقیم و مطالعات اسنادی گردآوری شد.
یافته‏ های این پژوهش حاکی از آن است،کاسیان مردمانی سوارکار و جنگاور و هنرورانی زبردست و خوش ذوق بودند بخش بزرگی از مفرغ‌های لرستان از قبرها و آرامگاه‌ها به دست آمده است و نشان می‌دهد که این مردم به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشته‌اند و هنگام به خاک سپردن مردگان، اشیاء مورد نیاز زیستن آن را به همراه بت‌های گوناگون که مورد پرستش بوده است، در قبر می‌نهاده‌اند و معمولاً دهانه‌ی اسب را زیر سر وی می‌گذاشتند. مفرغهای لرستان ساخت دست هنرمندان کاسی بیشتر مربوط به وسایل زین و برگ و یراق اسب و زیورالات زنانه و علامات و نشانه‌های استعاری و مذهبی می‌باشندکه اکثر آنها در گورستاهایی واقع در منطقه نورآباد دلفان در شمال غربی شهرستان خرم‌آباد کشف گردیدند.
برداشت علمی از توتمیسم وجود همزمان پرستش یا حرمت قائل شدن برای حیوانات و تمایزیابی و هویت یابی از طریق اسامی حیوانات و یا اشیاء است. اینکه مردگان را با انواعی از اشیاء دفن نمودند، شی دفن شده نشان دهنده هویت فرد نبوده است، مورد استفاده عام بوده و نه گروهی در ثانی کاربردی مانند دفع شیطان، استفاده استفاده درجهان دیگر، نشان لیاقت و… داشته و  این مساله با توتمیسم که همواره طی آن گروهی از انسانها هویت و هستی جمعی خود را وابسته به آن درخت یا جانور می‌دانند و خود را از مردم مجاور که توتمی دیگر دارند متفاوت می‌دانند و توتم را خدای خود می دانند و برای آن آئین مذهبی خاص دارند،  تفاوت بسیار دارد. چرا که توتِم‌ها اجسامی نمادین هستند که در اقوام بومی کاربردهای آیینی دارند. توتم معمولاً به عنوان یادمانی از نیاکان یک ایل یا طایفه عمل می‌کند و افراد کلان، توتم را دارای نیرویی برای حمایت و حفاظت از طایفه می‌دانند. توتِم ‌باوَری شامل دو قانون و تابو مهم است: حیوان توتم را نباید کشت و با افرادی از جنس مخالف و از توتم مشترک نباید روابط جنسی برقرار کرد. درحالی که بررسی نشان می‌دهد آثار مفرغی مکشوفه چنین اهدافی را دنبال نکردند.

معصومه گنجی روزنامه نگار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا