
اعتدال نخبگان _ آذین بهرامی: در سرزمینی که مردمش به نان و برنج ساده چشم دارند امروز کالاهای اساسی گویی از زمین به آسمان پرتاب میشوند. قیمتها چنان بالا رفتهاند که هر بار خرید کردن، تجربهای شبیه صحنههای عجیب کتابها میشود.
گابریل گارسیا مارکز در «صد سال تنهایی» وقتی ماهی از آسمان میبارد، میگوید: «باران ماهیها شروع شد. اول چندتایی از آسمان پایین آمدند، مثل پرندههایی که در باد میرقصند، و با صدای تیز و بلندی به زمین خوردند. بعد از آن بارش ماهیها شدت گرفت. درختان و خانهها و حتی شیشههای پنجرهها پر از ماهیهایی شدند که به هیچ وجه طبیعی به نظر نمیرسیدند.»
ایران امروز، بیشباهت به آن صحنه نیست؛ با این تفاوت که آنچه از آسمان میبارد، ماهی نیست؛ برنج، گوشت، مرغ، شکر و روغن است کالاهایی که قیمتشان به طرز غیرقابل باوری بالا میرود و زمین زندگی مردم را میلرزاند.
تحریمهای آمریکا، حذف ارز ترجیحی و سیاستهای ناپایدار اقتصادی، تورمی بیسابقه به اقتصاد ایران تحمیل کردهاند. مردم دهکهای پایین، با درآمدهای محدود و دستمزدی که هیچگاه توان مقابله با گرانیهای سرسامآور را ندارد هر روز در صفها ایستاده و نگران فردای خود هستند. کالابرگهای الکترونیک و محدودیتهای خرید، یادآوری تلخی است از فاصلهای که میان وعدههای اقتصادی و زندگی واقعی مردم افتاده است.
بازاریان و مغازهداران کوچک که ستون فقرات اقتصاد کشور هستند با لبخندی تلخ و اعتراض خاموش، هر روز با این فشارها دست و پنجه نرم میکنند. در کنارش زندگی روزمرهی مردم پر از لحظاتی است که هیچ نمودار و تحلیل اقتصادی نمیتواند بازتاب دهد؛ لحظاتی که اضطراب، ترس در هم میآمیزند و روایت زندگی واقعی را شکل میدهند.
با این همه، امید هنوز در دلها زنده است. مردم نجیب ایران حتی وقتی با گرانی و کمبود کالا مواجه میشوند هنوز میخواهند فردایی بهتر بسازند.
اعتراضها، نارضایتیها و صدای خاموش بازار همان بارش ماهی “مارکز” است؛ هشدار و یادآوریای است که نشان میدهد اقتصادِ بیمار تنها به ارقام و سیاستها خلاصه نمیشود بلکه قلب مردم است که زیر فشار گرانی و تورم میتپد.
اگر میخواهیم آیندهای بهتر بسازیم باید صدای این قلبها را بشنویم، دردشان را لمس کنیم و سیاستها را با زندگی واقعی مردم هماهنگ کنیم.
در میان صفهای طولانی، مغازههای کوچک و خانوادههایی که دست خالی از بازار برمیگردند میتوان فهمید که اقتصاد تنها ارقام و آمار نیست؛ اقتصاد، زندگی و امید مردم است و تا زمانی که این امید هنوز زنده است، هنوز راهی برای بازگشت عدالت و آرامش وجود دارد.

