فرهنگ و جامعهیادداشت

کنکاشی برفوتبال خوزستان؛ از گذشته تا امروز

نوشتاری از آذین بهرامی - سردبیر نخبگان

اعتدال نخبگان – آذین بهرامی : فوتبال خوزستان، فقط یک پدیده ورزشی نیست؛ تبلور ریشه‌هایی است که در خاک تفتیده جنوب، با عرق جبین جوانان و هیجان سکوهای خاکی رشد کرده و امروز به یکی از مؤلفه‌های هویتی این دیار بدل شده است. خوزستان با فوتبال نفس می‌کشد، شادی می‌کند، می‌جنگد، و گاه در تلخی ناکامی‌هایش، اشک می‌ریزد.

در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی، هنگامی که فوتبال هنوز در بسیاری از نقاط کشور در مرحله جنینی بود، خوزستان با زمین‌های خاکی اهواز، آبادان و خرمشهر نخستین جرقه‌های ستاره‌پروری را زد. باشگاه‌هایی همچون جم آبادان، سایپا خرمشهر و بعدها صنعت نفت آبادان، با الهام از الگوهای فوتبال آمریکای جنوبی، سبک بازی خاصی را شکل دادند؛ فوتبالی مهارتی، خلاق و بر پایه حرکات فردی که در آن تکنیک اصالت داشت.در این میان، باشگاه‌هایی نظیر استقلال اهواز، بعدها فولاد خوزستان، و ملوان خرمشهر در ساختار لیگ‌های سراسری نقش‌آفرینی کردند. اما نقطه عطف، دهه ۷۰ بود؛ زمانی که تیم‌های خوزستانی بار دیگر خود را در قامت مدعیان فوتبال ایران مطرح کردند، اگرچه با فراز و نشیب‌هایی پیوسته.

خوزستان همیشه معدن استعداد بوده؛ از سعداوی و کعبی تا بختیاری‌زاده و شجاع خلیل‌زاده. اما چرا این استان با چنین غنای ذاتی، نتوانست در سطح باشگاهی آن‌چنان که باید بدرخشد؟ پاسخ روشن است: نقص در مدیریت منابع انسانی و مالی، و نبود سیاست‌گذاری بلندمدت.

مدیران بسیاری آمدند و رفتند؛ اغلب بدون شناخت از بافت فرهنگی و ورزشی منطقه، و در غیاب ساختارهایی که بازیکن‌سازی و باشگاه‌داری حرفه‌ای را نهادینه کنند. فولاد خوزستان نمونه‌ای است که با بهره‌گیری از آکادمی‌سازی توانست به قهرمانی در لیگ برتر برسد (فصل ۸۳-۸۲ و ۹۳-۹۲)، اما این موفقیت‌ها مقطعی بود؛ چراکه نظام مدیریتی ثبات لازم را نداشت و وابسته به جابه‌جایی مدیران سیاسی و صنعتی بود.

واقعیت این است که فوتبال خوزستان در تمام دهه‌های اخیر، بی‌ارتباط با صنعت و سیاست نبوده. شرکت‌های نفتی و فولادی، به‌عنوان پشتوانه مالی، گاه موجب جهش و گاه عامل وابستگی ساختاری شدند. صنعت نفت آبادان، هرچند هویت خود را از نفت می‌گیرد، اما گاه زیر سایه سنگین تصمیم‌های پایتخت‌نشینان گرفتار می‌شود. فولاد خوزستان نیز که وابسته به یکی از بزرگ‌ترین مجتمع‌های صنعتی کشور است، در بزنگاه‌های حساس قربانی سیاست‌های انتقالی شده که با روح فوتبال حرفه‌ای منافات دارد.

امروز، در میانه دهه ۱۴۰۰، خوزستان همچنان یکی از قطب‌های فوتبال پایه کشور است. اما امکانات؟ تماشاگران هنوز هم روی سکوهای سیمانی یا زمین‌های نیمه‌خراب جمع می‌شوند. مدارس فوتبال بدون نظارت کافی رشد می‌کنند، و استعدادهایی که در سنین نوجوانی باید جذب سیستم‌های حرفه‌ای شوند، یا به حاشیه می‌روند یا با قراردادهایی ناروشن، روانه تیم‌های پایتخت می‌شوند.

از سوی دیگر، رسانه‌های محلی نیز نقش نظارتی و منتقدانه کافی نداشته‌اند. ما رسانه‌ها نیز مقصریم که به‌جای مطالبه‌گری مداوم، گاه درگیر هیجانات فصلی و نتایج روز شده‌ایم، و نگاه بلندمدت به رشد فوتبال استان را کمرنگ کرده‌ایم.

خوزستان برای بقا در فوتبال ملی و حتی آسیایی، به چند تحول بنیادی نیاز دارد:

۱. استقلال مدیریتی باشگاه‌ها از نهادهای سیاسی و صنعتی.
۲. احیای آکادمی‌های بومی با تکیه بر مربیان محلی مجرب.
۳. ایجاد سازوکار شفاف مالی برای جلوگیری از فساد و فرار استعداد.
۴. تقویت رسانه‌های ورزشی محلی برای ایفای نقش نظارتی، تحلیلی و تولید روایت.
۵. بازسازی زیرساخت‌های ورزشی استان، به‌ویژه در مناطق محروم و حاشیه‌ای که خاستگاه استعدادهای اصلی‌اند.

فوتبال خوزستان هنوز زنده است، هنوز نفس می‌کشد، اما زخمی است؛ زخمی از بی‌ثباتی مدیریتی، بی‌مهری رسانه‌ای و ناکارآمدی زیرساختی. اگر امروز، از دل این کنکاش، صدای یک هشدار بلند نشود، فردا خیلی دیر خواهد بود. و اگر نخبگان محلی به‌جای حاشیه‌نشینی، خود را به متن نیاورند، چراغ این میدان بزرگ آرام‌آرام کم‌نور خواهد شد.

ما در این پایگاه خبری، متعهدیم که هم صدا و هم چشم فوتبال خوزستان باشیم؛ هم تریبون استعدادهای بی‌صدا و هم آیینه‌ای برای خطاهای مدیریتی. چون باور داریم که فوتبال، بیش از آن‌که یک بازی باشد، بازتابی از امید و هویت ماست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا