ضرباهنگ عزاداری با چوب و چلاب؛ روایت سوگ در خوزستان
نوشتاری از آذین بهرامی - سردبیر نخبگان
تیر ۱۷, ۱۴۰۳
۰
چوبزنی و چلابزنی؛ زبان فولکلوریک عاشورا در خوزستان
اعتدال نخبگان – آذین بهرامی : در خوزستان، محرم تنها یک مناسبت مذهبی نیست؛ آیینی است که در تار و پود زیست فرهنگی مردم این خطه جاری است. محرم در این دیار، با آیینهایی برگزار میشود که هر یک ریشه در تاریخ، هویت قومی و باورهای شیعی مردمان عرب، بختیاری و لر دارد.
در میان این آیینها، چوبزنی و چلابزنی جایگاهی ویژه دارند؛ نمادهایی از حماسه، سوگ و مقاومت که در عین سادگی، حامل پیچیدهترین پیامهای فرهنگی و آیینی هستند.
چوبزنی که در برخی مناطق به آن «چوببازی» نیز گفته میشود، آیینی نمایشی و آیینی-رزمی است که در دستههای عزاداری به اجرا درمیآید. در این مراسم، دو نفر یا بیشتر با چوبهای بلند و صدادار به شکل نمادین با هم میجنگند؛ نه از سر خشونت، که برای بازنمایی نبرد حق علیه باطل.
صدای برخورد چوبها، آمیخته با نغمههای حزین نوحهسرایان، تصویری زنده از کارزار عاشورا میآفریند. شرکتکنندگان گاه لباسهای سنتی عربی یا بختیاری به تن دارند و نظم حرکاتشان، یادآور انضباط رزمی است که با مفهوم دفاع از حقیقت و شجاعت گره خورده است.
چلابزنی، اما آیینی است کمتر شناختهشده در بیرون از مرزهای جنوب، اما پرطنین در دل محلات سنتی اهواز، دزفول، شوشتر و روستاهای اطراف. چلاب، ابزار مخصوصی است شبیه به زنجیر با چند سر فلزی، که عزاداران آن را بر دوش یا شانه خود میزنند. برخلاف زنجیرزنی رایج، در چلابزنی حرکتها کندتر، وزینتر و عمیقتر است.
نوای چلابها ریتم خاصی دارد و وقتی دهها نفر در هماهنگی کامل آن را اجرا میکنند، فضایی روحافزا و سحرآمیز پدید میآید؛ گویی زمان متوقف شده تا عزاداری به زبان آهن و جسم بیان شود. چلابزنی نهفقط نشانه سوگواری است، بلکه نوعی مراقبه جمعیست؛ نوعی تمرین آیینی برای اتحاد، انضباط و یادآوری مظلومیت امام حسین (ع).
این آیینها تنها بازماندههای سنت نیستند، بلکه در دهههای اخیر به نشانهای از مقاومت فرهنگی در برابر یکسانسازیهای رسانهای و فرهنگی بدل شدهاند.
مردمی که در این آیینها شرکت میکنند، نه صرفاً عزادار، بلکه حافظان یک میراث فرهنگی زندهاند؛ میراثی که در آن سوگواری، تئاتر، موسیقی، رزم، و آیینهای اجتماعی در هم تنیدهاند. همین ویژگی باعث شده که چوبزنی و چلابزنی، حتی برای نسل جوان که در معرض فرهنگهای وارداتی و فضای مجازی است، همچنان جذاب، معنادار و پرقدرت باقی بماند.
اگرچه این آیینها با چالشهایی از جمله کمتوجهی نهادهای فرهنگی، فقدان مستندسازی علمی و گاه سوءبرداشتهای رسانهای مواجهاند، اما هر سال با آغاز محرم، دوباره جان میگیرند.
گویی خاک این سرزمین خود حافظ این آیینهاست؛ آیینهایی که نه در متن کتب رسمی، بلکه در دل مردم، در کوچههای قدیمی، و در میدانهای خاکی روستاها زندهاند.
از چوبی که با ضربش بر زمین، دلاوری را به یاد میآورد، تا چلابی که با صدای فلزیش، قلب سوگواران را همنوا میسازد، همه و همه تصویرگر روحی هستند که هنوز پس از قرنها، از کربلا تا خوزستان جاری است؛ روحی که در برابر فراموشی ایستاده و هر محرم، دوباره برمیخیزد.