
خوزستان در آستانه فرسایش آبی؛ فقط ۲۴ درصد سدها قابل استفادهاند
نوشتاری از دکتر سعید آژده
کاهش ۷۶ درصدی ورودی به سد مارون، آژیر قرمز بیآبی را برای جنوب کشور به صدا درآورد
▪️سازمان آب و برق: از حجم مفید سدهای خوزستان، تنها سه میلیارد مترمکعب قابل استفاده است
✏️سعید آژده _اعتدال نخبگان: فقط ۲۴ درصد. این عدد ساده اما تلخ خلاصهای از حال خوزستان امروز است.
علی شهبازی، معاون مطالعات منابع آب سازمان آب و برق خوزستان در مصاحبهای رسمی با خبرگزاری ایرنا (۲۵ تیر ۱۴۰۴) اعلام کرده که تنها سه میلیارد و ۱۴۶ میلیون مترمکعب از آب ذخیرهشده در سدهای استان قابل استفاده است؛ عددی که معادل ۲۴ درصد از حجم مفید مخازن است. باقیماندهاش یا پشت رسوبات مانده یا صرف تبخیر میشود یا آنقدر اندک است که حتی پمپاژ هم مقرون به صرفه نیست اما بحران فقط عدد نیست. وقتی از حوضهی آبریز کارون بزرگ صحبت میکنیم منظور ما نه فقط چند سد یا چند کیلومتر رودخانه است بلکه داریم از شریان حیاتی یک تمدن حرف میزنیم.
حوضهای که شامل سدهای دز، کارون ۳، کارون ۴ و سد گتوند میشود. امروز با کاهش ۵۰ درصدی ورودی آب مواجه است.
در کرخه اوضاع بدتر است؛ کاهش ۶۴ درصدی ورودی ثبت شده و سد مارون با ۷۶ درصد کاهش ورودی، رکورد خشکی را شکسته است.
این ارقام رسمیاند اغراق هم نیستند. اینها آماری هستند که روی میز مدیران آب کشور است؛ تصمیمگیرانی که باید هر روز بین آب شرب، کشاورزی، تالابها و صنعت یکی را قربانی کنند.
وضعیت وقتی بحرانیتر میشود که بدانیم همین آب اندک، باید میان چند میلیون نفر در شهرها و روستاهای خوزستان توزیع شود. باید هزاران هکتار اراضی کشاورزی را آبیاری کند، باید از خشکشدن تالابهای شادگان و هورالعظیم جلوگیری کند و باید در گرمای ۵۰ درجهای تابستان، از قطع برق در صنایع بزرگ جلوگیری کند.
اینها وظایفی است که از سه میلیارد مترمکعب آب مفید انتظار میرود. وظایفی که حتی در سالهایی با ذخایر دوبرابر این، هم بهزحمت انجام میشد.
در این میان البته نمیتوان منکر تلاشهای سازمان آب و برق خوزستان شد. برخلاف برخی نهادهای اجرایی که در برابر بحران سکوت کردهاند؛ این سازمان طی ماههای اخیر با اطلاعرسانی منظم و جلسات روزآمد با نهادهای ذیربط از جمله ستاد مدیریت بحران، جهاد کشاورزی، اداره کل شیلات و برق منطقهای، سعی کرده تصویر روشنتری از واقعیت ارائه دهد. در کنار پایش دقیق مخازن سدها، آنها اقدام به بروزرسانی برنامهریزیهای آبی کردهاند و هشدارهای لازم را درباره کشتهای غیرمجاز یا انتقالهای پرریسک اعلام کردهاند حتی در مواردی، با استفاده از سازوکارهای قضایی برخی مصارف پرخطر مهار شدهاند. این سطح از هماهنگی میان دستگاهها هرچند دیر اما در استان خوزستان بیسابقه نبوده است.
با این حال پرسش اصلی هنوز پابرجاست: وقتی این حجم از کمآبی را داریم چگونه قرار است از پسِ تابستانی دیگر برآییم؟ اگر در نیمه تابستان فقط یکچهارم از ظرفیت سدها آب دارد تکلیف پاییز و زمستان چه خواهد بود؟
آیا قرار است مثل سالهای گذشته، تالابهای ما خشک شوند و گردوغبار به هوا برخیزد؟ یا باز هم امیدمان به آن چند رگبار پراکندهای باشد که شاید آبان و آذر چند میلیمتر بارش را نصیب خوزستان کند؟
نکته دردناکتر آنجاست که این بحران فقط از آسمان نیامده. بخش مهمی از وضعیت امروز نتیجه سالها مدیریت نامتوازن منابع آبی است. سدسازی بیرویه، پروژههای انتقال آب بینحوضهای، توسعه کشتهای پرآببر در مناطق نامناسب و ناتوانی در کنترل برداشتهای بیضابطه از سفرههای زیرزمینی، همه و همه مثل تکههای یک پازل ما را به امروز رساندهاند.
اینکه کارون دیگر رود پرخروش گذشته نیست فقط تقصیر خشکسالی نیست؛ این نتیجه چند دهه نگاه مکانیکی و بدون آیندهنگری به منابع طبیعی است.
در شرایط فعلی شاید اولین گام، پذیرش واقعیت و صداقت با مردم باشد.
مردم باید بدانند که محدودیتها واقعیاند، که آب برای همه نمیرسد و در نتیجه برخی اولویتها باید تغییر کند.
از طرف دیگر انتظار میرود که سازمانهای مسئول از جمله وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی سیاستهای هماهنگتری اتخاذ کنند. نمیشود همزمان مردم را به صرفهجویی دعوت کرد و در بالادست کارون، مجوز کشت نیشکر و هندوانه صادر کرد. نمیشود تالاب شادگان را “محیط زیست ملی” دانست اما حقابهاش را به مزرعههای صنعتی داد. تناقضها باید پایان یابد.
خوزستان امروز در برزخ خشکسالی ایستاده است. هنوز امیدی هست هنوز میشود با برنامهریزی و مشارکت مردمی، بحران را مهار کرد اما این کار فقط با آمار و اطلاعیه نمیشود.
این روزها، بیش از همیشه خوزستان به تصمیمهای انسانی نیاز دارد. تصمیمهایی که بهجای سد، به مردم و آینده فکر کنند. آینده خوزستان ، آینده ی آب است و آینده از همین امروز شروع میشود .

