پيشنهاد نخبگانفرهنگ و جامعهیادداشت

رژه در سایه گلوله؛ تروریسم به روایت اهواز

نوشتاری از آذین بهرامی؛ سردبیر نخبگان

اعتدال نخبگان – آذین بهرامی : صبح ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، در اهواز، زمانی‌که مردم و نیروهای نظامی برای برگزاری مراسم رژه هفته دفاع مقدس گرد هم آمده بودند، ناگهان صدای گلوله‌ها نظم و سکون مراسم را در هم شکست. حمله‌ای مسلحانه از سوی چند فرد ناشناس، که خود را در لباس نظامی جا زده بودند، به جمع حاضران شلیک کردند؛ اقدامی که تنها چند دقیقه به طول انجامید اما یکی از خون‌بارترین حوادث امنیتی سال‌های اخیر ایران را رقم زد.
در آن حمله، ۲۵ نفر از نظامیان و غیرنظامیان، از جمله یک کودک چهارساله، به شهادت رسیدند و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند.
این حادثه نه‌تنها از نظر امنیتی، بلکه از منظر رسانه‌ای و اجتماعی نیز بازتاب گسترده‌ای داشت. در فضای رسانه‌ای، ابتدا گروهک تروریستی الاحوازیه مسئولیت این حمله را برعهده گرفت، اما پس از مدتی با انتشار بیانیه‌ای متناقض، از این ادعا عقب نشست. سپس گروه داعش با انتشار ویدیویی از عاملان حمله، مسئولیت آن را به عهده گرفت.
این رقابت میان گروه‌های تروریستی برای مصادره یک عملیات خونین، خود گویای اهمیت نمادین چنین رویدادی برای آنان بود.
هدف قرار گرفتن مراسمی رسمی با حضور نیروهای مسلح، آن هم در شهری مانند اهواز که همواره کانون مقاومت و نماد وفاداری به تمامیت ارضی ایران بوده، حامل پیام‌های مشخصی بود؛ پیامی که بیش از هر چیز، تلاش برای القای نفوذ و ناامنی در جایی استراتژیک و حساس تلقی می‌شد.
در پی این حمله، دستگاه‌های امنیتی و قضایی به‌سرعت وارد عمل شدند. چند متهم به سهل‌انگاری در تأمین امنیت محل مراسم بازداشت شدند و پیگیری‌هایی برای شناسایی و برخورد با عوامل اصلی صورت گرفت.
پرونده‌هایی نیز در سطح بین‌المللی علیه دولت‌هایی چون آمریکا و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، به اتهام حمایت از گروهک‌های تجزیه‌طلب و تروریستی مطرح شد. دادستانی کل کشور اعلام کرد که حمایت رسانه‌ای و مالی برخی شبکه‌های فارسی‌زبان از عاملان این حمله نیز در دست بررسی است.
اما فراتر از ابعاد امنیتی و قضایی، این رویداد جلوه‌ای اجتماعی نیز داشت. جامعه اهواز، با وجود تنوع قومی و مذهبی، پس از حادثه انسجامی دوباره یافت.
حضور گسترده مردم در تشییع پیکر شهدا و اعلام همبستگی اقشار مختلف، نشانه‌ای از شکست پروژه‌های تفرقه‌افکنانه بود. چهره‌هایی از همه طیف‌های سیاسی و مذهبی کشور، در محکومیت این حادثه موضع گرفتند و رسانه‌های داخلی نیز کوشیدند روایت غالب ماجرا را بر پایه همدردی، اتحاد و مطالبه عدالت بنا کنند.
حادثه تروریستی ۳۱ شهریور اهواز، افزون بر تمام تلخی‌ها و هزینه‌هایی که تحمیل کرد، بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت که تهدیدهای تروریستی، در قالب‌های کلاسیک یا جدید، همچنان یک مسئله زنده برای امنیت ملی کشور محسوب می‌شوند.
این تهدیدها نه‌فقط از سوی افراد مسلح در گوشه‌ای از خیابان، بلکه از دل شبکه‌های رسانه‌ای، منابع مالی خارجی، و حتی برخی نهادهای سیاسی فرامرزی تغذیه می‌شوند. همین امر است که ضرورت بازنگری در راهبردهای دفاع غیرعامل، ارتقاء هوشیاری نهادهای اطلاعاتی و طراحی سیستم‌های هشدار و مقابله نوین را دوچندان می‌کند.
امروز، با گذشت چند سال از آن حادثه تلخ، هنوز هم خاطره‌اش در ذهن شهروندان اهوازی و ایرانیان باقی مانده است. عکس کودک چهارساله‌ای که در آغوش پدر به خاک سپرده شد، یا تصویر سربازی که در میان آتش گلوله ایستادگی کرد، به بخشی از حافظه جمعی یک ملت بدل شده‌اند.
این یادها، اگرچه با اندوه گره خورده‌اند، اما حامل پیامی روشن‌اند: تروریسم نه‌تنها جان انسان‌ها را می‌گیرد، بلکه می‌کوشد وحدت و هویت ملی را نشانه رود و در برابر آن، تنها سرمایه‌ای که می‌تواند پایدار باقی بماند، همبستگی مردم و صلابت نظام در دفاع از کیان سرزمینی است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا