تحلیلی بر نوسازی و پیامدهای آن بر جامعه سنتی ایران
دی ۵, ۱۴۰۳
۰
به گزارش اعتدال نخبگان و به نقل از عقلانیت و توسعه: این مقاله تأثیر گرایی و نوسازی در ایران را بطور کلی و در جامعه ی روستایی بطور اخص بررسی می کند.
مقدمه
جامعه ی سنتی ایران با تاثیرپذیری از نوسازی، از آغاز قرن بیستم تا کنون به تدریج دچار تغییراتی شده است. در حال حاضر، جامعه ی ایرانی نه سنتی است و نه کاملا نوسازی شده اما این روند همچنان ادامه دارد و تغییرات بعدی اجتناب ناپذیر می باشند. بدیهی است که گزارشی مفصل از تغییرات حاصل شده در جنبه های مختلف جامعه ی ایران از قلمرو این مقاله خارج است. بنابراین در اینجا عمدتا به بررسی تغییرات اساسی در جامعه ی سنتی ایران، به ویژه در ارتباط با جامعه ی روستایی می پردازیم.
بطور کلی این مقاله شامل سه بخش است:
۱-ویژگیهای کلی جامعهی سنتی ایران
۲-چگونگی غربگرایی و نوسازی
۳-تأثیر غربگرایی و نوسازی در ایران
جامعهی سنتی ایران
برای درک تغییرات فرهنگی-اجتماعی در ایران، ضروری است که بعضی از ویژگیهای کلی جامعهی ایران را تا پیش از نوسازی بیان کنیم. آنچه در ذیل آمده است بیانگر بعضی از ویژگیهای بنیادین جامعه سنتی ایران می باشد.
جامعهی سه بعدی
جامعه ی سنتی ایران از سه گروه مرتبط به هم تشکیل می شد. شهرنشینان(بیست درصد)، روستاییان(شصت درصد)، کوچ نشینان(بیست درصد). بنابراین هشتاد درصد از جمعیت ایران در نواحی روستایی سکونت داشتند که مشغول کشاورزی و دامداری بودند. درگیری های بی وقفه ای بین گروه های یکجانشین (شهرنشینان و روستاییان) و دامداران کوچ نشین وجود داشت.
پراکندگی جوامع روستایی
خیلی از ایرانیان درجوامع کوچک و پراکنده ای از قبیل روستاها و اردوگاههای عشایری زندگی میکردند.
چندگانگی قومی
جامعهی ایران از گروه های مختلف قومی که دارای مرزهای مشخص شدهای بودند، تشکیل می شد که برخلاف امروز، ارتباط بین آنها محدود بود.
جمعیت
کل جمعیت ایران در سال ۱۲۹۳، بالغ بر نه میلیون نفر می شد. بنابراین، میزان جمعیت (درآن زمان) در مقایسه با جمعیت کنونی(هفتاد و دومیلیون نفر)، نسبتا ناچیز بود.
اقتصاد
اقتصاد در جامعهی سنتی ایران مبتنی بر کشاورزی و پرورش دام بود؛ زمین نیز در این راستا مهم ترین سرمایه و منبع اصلی درآمد به شمار میآمد. بنابراین مالکیت زمین هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ اجتماعی حائز اهمیت بود. همانطور که قبلا اشاره شد، حدود هشتاد درصد از جمعیت ایران در حوزههای کشاورزی و دامداری فعالیت میکردند و بیشتر شهرنشینان سرگرم کار در امور صنایع دستی، تجارت و بازرگانی بودند و تعداد کمی نیز حقوق بگیر بودند. گذشته از این، دولت عمدتا متکی بر عایداتی بود که اساسآ از کشاورزی، دامداری و منابع دیگر به دست میآورد و برخلاف امروز ایران تقریبا خودکفا بود.
تشکیلات سیاسی
ساختار دولت در ایران در طول چند هزار سال گذشته، مبتنی بر سلطنت استبدادی بوده است. تا پیش از نوسازی در ایران، اکثر سلسلههای حاکم بر کشور یا نشأت گرفته از ایلات کوچ نشین بودند و یا به کمک آنها قدرت را در دست میگرفتند. معمولا هر سلسله با توسل به زور تأسیس میشد و تا زمانی که توسط رقیبی قدرتمندتر سرنگون نمی شد، به حکومت خود ادامه می داد. در گذشته وظایف عمدهی دولت برقراری نظم و امنیت در داخل کشور و نگهبانی از مرزهای ملی در مقابل متجاوزان بود. روی هم رفته، حکومت به ندرت کارهای دولت نوین در راستای خدمات عمومی و رفاه مردم، مانند خدمات بهداشتی، آموزش و پرورش، خدمات پستی و یا حتی صدور شناسنامه و کارت شناسایی را انجام می داد. از سوی دیگر، دولت اطلاعات چندانی در مورد زندگی خصوصی شهروندان نداشت و اگر هم داشت ناچیز بود؛ از این رو نفوذ و تسلط آن بر مردم در حد کمی بود.
تشکیلات اجتماعی
خویشاوندی، مهمترین عامل در روابط اجتماعی در جامعهی سنتی ایران به حساب میآمد. خویشاوندی در ایران از نوع نظام پدرتباری بود، به این معنی که تبار و هویت فرد از طریق پدر نشأت می گرفت. هویت فرد، مسئولیت و حقوق اجتماعی به ویژه در جامعهی روستایی، به شدت تحت تاثیر خویشاوندی بود. کوچک ترین واحد خویشاوندی، خانواده بود که بیشتر از نوع گسترده و پدر مکانی بود (یعنی یک تازه داماد در کنار پدر و دیگر اعضای خانوادهاش زندگی میکرد) واحد بعدی خویشاوندی، تیره ی پدر تباری بود که گروهی از مردم را که دارای جد مشترکی که حدود شش یا هفت نسل قبل میزیسته دربرمیگرفت. در نواحی روستایی، چندین تیره، به هم میپیوستند و یک طایفه را بوجود میآوردند. طایفه یک سازمان سیاسی-اجتماعی بود که اعضای آن دارای هویت و نام مشترک بودند و هروقت لازم می شد، همدیگر را یاری میدادند.
جایگاه اجتماعی افراد، غالبا اکتسابی بود که تحرک اجتماعی به طور محدود صورت میگرفت. روی هم رفته، جایگاه افراد در جامعه به شدت تحت تاثیر جنسیت و تبار قرار داشت.
آموزش و پرورش
چنان که میدانیم ارتباط تنگاتنگی بین سیستم آموزش و پرورش و پیچیدگی تکنولوژیکی (ابزار و فنون) و فرهنگی-اجتماعی وجود دارد. بنابراین پیچیدگی ابزار و فنون منجر به پیچیدگی فرهنگی-اجتماعی و گسترش تخصص گرایی می شود که این امر به نوبه ی خود تعیین کننده ی سیستم آموزش و پرورش است. جامعه ی سنتی ایران دارای تکنولوژی و نظام فرهنگی-اجتماعی نسبتا ساده و تقسیم کار محدود بود، بنابراین نیازی به آموزش و پرورش همهگیر و پیچیده نداشت، از این رو تحصیلات رسمی محدود و درصد ناچیزی از مردم باسواد بودند. درحقیقت، خانوادده نقشی مهم در اجتماعی شدن یا فرهنگ پذیری جوانان جامعه بازی میکرد.
دین و جهان بینی
دین عملا تمامی جنبههای جامعه ی سنتی ایران، از قبیل ازدواج، خانواده، قانون، هدف از زندگی و مقصد انسان، اخلاقیات، مسئولیت افراد در قبال خویشاوندان و همچنین در قبال جامعه و محیط را تحت تاثیر خود داشت. دین نه تنها منبع اصلی توضیح پدیدههای طبیعی و غیرطبیعی بود، بلکه الگوی صحیح رفتار انسان را نیز مشخص میکرد.
غربگرایی و نوسازی
رویکرد تحلیلی این مقاله، مبتنی بر روش انسانشناسی است که در آن مفهوم فرهنگ به عنوان ابزار اصلی برای توضیح پدیدههای فرهنگی-اجتماعی تلقی می شود. واژه ی فرهنگ در انسان شناسی، به شیوهی زندگی جوامع انسانی اطلاق میشود. فرهنگ از اجزای به هم پیوستهای مانند تشکیلات سیاسی-اجتماعی، سیستم اقتصادی، آموزش و پرورش، دین و غیره تشکیل میشود. یکی از ویژگیهای اصلی فرهنگ این است که در طول زمان دستخوش تغییر می شود. چنین تغییراتی در ارتباط با اختراعات، نوآوری ها و پراکندگی آنها رخ می دهد که روی هم رفته این تغییرات باعث تکامل فرهنگ می شوند. بنابراین فرهنگ از سادگی به پیچیدگی گراییده است. یافتههای باستان شناختی و اطلاعات مربوط به قوم نگاری از جوامع معاصر مانند شکارچیان و گردآوران غذا و کشاورزی ابتدایی به وضوح نشان می دهد که فرهنگ از یک مرحلهی ساده، یعنی شیوهای از زندگی مبتنی بر شکار و گردآوری غذا به پیچیده ترین مرحله یعنی انقلاب صنعتی رسیده است. شیوه زندگی جوامع صنعتی نمودار این مرحله از تکامل فرهنگ است.
انقلاب صنعتی، پنجمین مرحله از تکامل فرهنگ است که در نیمهی دوم قرن هیجدهم در اروپا رخ داد و به تدریج در دیگر بخش های دنیا اشاعه یافت. این مرحله از تکامل فرهنگ نه تنها آغاز دورهی نوین یا شیوه ی جدیدی از زندگی است بلکه باعث ایجاد فاصله ای بی سابقه بین جوامع صنعتی و سنتی شد. توسعهی علمی و تکنولوژیکی جوامع صنعتی غربی یا برتری نظامی و رونق اقتصادی و به طور کلی بالا رفتن سطح زندگی آنها همراه شد. گذشته از این، برتری علمی و نظامی جوامع غربی، فعالیتهای استعماری آنها را تشدید کرد و تسلط آنها بر جوامع سنتی یا صنعتی نشده را افزایش داد.
انقلاب صنعتی در اروپا نه تنها منجر به تجدد جوامع غربی شد بلکه خود مهمترین عامل در نوگرایی جوامع سنتی بود. بنابراین برتری علمی و تکنولوژیکی تمدن غرب چه به طور مستقیم شیوهی زندگی جوامع سنتی از جمله ایران را تحت تاثیر خود قرار داد.
مبحثی که از آن یاد شد، اهمیت انقلاب صنعتی در ارتباط با تحلیل و درک تغییرات فرهنگی-اجتماعی، چه در کشورهای صنعتی و چه در کشورهای در حال توسعه را به وضوح نشان می دهد. بنابراین غرب گرایی در برگیرنده ی تغییرات، اصلاحات و تعویض عناصر فرهنگی جوامع سنتی با عناصری از فرهنگ و یا تمدن غربی می باشد. بنابراین نوسازی تغییراتی است از یک شیوه ی سنتی زندگی به شیوه ای پیچیده تر که از لحاظ تکنولوژیکی پیشرفته تر است. فرآیند نوسازی همچنین تاثیر پذیری از جوامع صنعتی و نیز نوآوری داخلی، به کارگیری عوامل بومی و سیاستهای داخلی را شامل می شود. در هر صورت، تغییرات ناشی از غرب گرایی و نوآوری، رفتار افراد و جهان بینی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. برگر(۱۳۵۶)، چهار ویژگی عمده ی نوسازی را اینگونه تعیین کرده است: ۱) زوال جوامع سنتی کوچک ۲) افزایش آزادی فردی و حق انتخاب۳) افزایش چندگانگی اجتماعی ۴) نیل به رخدادهای آینده و رشد آگاهی از زمان حاضر.
عواقب غرب گرایی و نوسازی
عوامل نوسازی و غربگرایی به تدریج باعث تغییرات اساسی در جامعهی سنتی ایران شده است. در اینجا بعضی از این تغییرات را به اختصار مورد بررسی قرار میدهیم.
تغییرات در ساختار سه بعدی جامعه
ساختار سنتی جامعهی سه بعدی دچار تغییرات شده است. نخست اینکه، کاهش چشمگیری در جمعیت گروههای روستایی و دامداران کوچ نشین بوجود آمده است، در حالی که برخلاف جمعیت شهری به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است. چنان که در سال ۱۳۸۶ حدود هفتاد و یک درصد از جمعیت ایران در شهرهای کوچک و بزرگ زندگی میکردند و حال آنکه جمعیت روستاییان و کوچ نشینان بالغ بر بیست و نه درصد از جمعیت ایران می شد. (هم اکنون) عشایر کوچ نشین، کمتر از یک درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهد. افزون بر این، رابطهی بین این سه گروه نیز تغییر کرده است. چنان که تا پیش از نوسازی، عشایر کوچ نشین نیرویی قدرتمند را تشکیل می دادند که نقش مهمی در امور سیاسی ایفا میکردند. اما اکنون قدرت آنها به طور چشمگیری کاهش یافته و این درحالی است که قدرت در جوامع شهری متمرکز شده است.
تغییرات در قوم گرایی
برخلاف تغییرات بزرگی که صورت گرفته، قوم گرایی و تکثرگرایی قومی ادامه دارد. با این حال نفوذ نوسازی روابط سنتی قومی را تحت تاثیر قرار داده است. بر این اساس حمل و نقل نوین، تعلیم و تربیت، فرصت های اقتصادی، رسانههای گروهی و غیره؛ باعث افزایش روابط قومی شده و مرزهای سنتی قومی را نیز تحت تاثیر قرار دادهاند. گذشته از این، نوسازی اجباری و جهانیسازی تحمیلی، تا حدودی به تجانس قومی و انسجام ملی کمک کرده است.
تغییرات در پراکندگی جوامع روستایی
گسترش راههای آسفالت شده و بهرهگیری از حمل و نقل نوین، منجر به توسعهی شهری و در واقع تجمع تعداد زیادی از گروههای متفرق در یک منطقه شده است. بنابراین، مهاجرت از جوامع روستایی پراکنده به مناطق شهری به طور بی سابقهای شدت یافته که این روند باعث توسعهی جوامع شهری و کاهش نسبی جوامع متفرق روستایی شده است. از این رو، تعداد مراکز شهری در بین سال های ۱۳۷۵تا ۱۳۸۶، از ۶۱۴ به ۱۰۱۴ مورد افزایش یافته است.
تغییرات جمعیتی
طب نوین، دسترسی به مراکز درمانی، بهبود بهداشت و تغذیه، منجر به رشد سریع جمعیت شده است. همانطور که اشاره شد، کل جمعیت ایران در سال ۱۲۹۳ نه میلیون و هفتصد و هفت هزار (۹۷۰۷۰۰۰) نفر بود، در حالی که در سال ۱۳۸۶ این رقم به بیش از هفتاد میلیون نفر رسیده است. اکنون جمعیت تهران به تنهایی حدود سیزده میلیون نفر است.
تغییرات در اقتصاد
عرضهی تکنولوژی نوین، ابزار، تجهیزات، کارخانههای مدرن، برق، حمل و نقل و غیره و همین طور اکتشاف نفت، گاز طبیعی و دیگر منابع معدنی باعث ایجاد تغییرات اساسی در اقتصاد سنتی شده است.
درحال حاضر، اقتصاد ایران دیگر مبتنی بر کشاورزی و دامداری نیست. در عوض، نفت مهمترین درآمد ملی است. روی هم رفته، موارد ذیل بخشی از تغییرات را نشان می دهند.
هم اکنون اکثر افراد در بخشهایی خارج از حوزه های کشاورزی و دامداری مشغول فعالیت هستند: خدمات ۱۰/۴۵%، صنعت ۳۲%، کشاورزی و دامداری ۸۰/۲۲%؛ بنابراین بیش از هفتاد و هفت درصد(۷۷%) از مردم سروکاری با کشاورزی و دامداری ندارند.
برخلاف گذشته، اکثر مردم متکی به حقوق و دستمزدهای ماهیانه هستند.پیچیدگی امور و تخصص گرایی منجر به تنوع و افزایش فعالیت های اقتصادی شده است. بنابراین هزاران شغل مختلف وجود دارد. بهرهگیری از کارخانه های مدرن و ابزارهای تولیدی نوین باعث از بین رفتن صنایع دستی شده است.ایران دیگر از لحاظ اقتصادی خودکفا نیست، در عوض برای احتیاجات مختلف، متکی به جوامع صنعتی شده است. بنابراین، تجارب به ویژه واردات محصولات خارجی، حائز اهمیت می باشد.
تغییرات در تشکیلات سیاسی
نوسازی منجر به انقلاب مشروطه (۱۲۸۵) شد که طی آن از قدرت شاه کاسته و مجلس ملی بنیان نهاده شد. مجلس، قانون اساسی را در سال ۱۲۸۵ آماده کرد و متمم آن را که طولانی تر هم بود، در سال ۱۲۸۶ به تصویب رساند. این دو سند در حقیقت برگرفته از قانون اساسی بلژیک بودند که بر اساس آنها تفکیک قدرت برای نخستین بار به رسمیت شناخته شد. بنابراین این اقدام گامی مهم در راستای نوسازی تشکیلات سیاسی سنتی ایران بود. با این وجود، متاسفانه چنین تلاشهایی به دلایل مختلفی، مانند وجود یک دولت ضعیف، دخالت دو دولت بزرگ روسیه و بریتانیای کبیر و همچنین ماهیت جامعه ی سنتی ایران، به برقراری دموکراسی نینجامید.
نوسازی سیاسی عملا در طول دوره ی سلطنت رضاشاه(۱۳۲۰-۱۳۰۴)، بنیانگذار سلسلهی پهلوی (۱۳۵۷-۱۳۰۴)، که قدرت را طی یک کودتا در سال ۱۲۹۹ به دست گرفت، رخ داد. رضاشاه ارتش را نوسازی کرد و رؤسای متنفذ قبائل و رهبران محلی را تحت کنترل خود درآورد. او دولتی متمرکز و مقتدر که دارای یک دستگاه اداری مدرن بود تشکیل داد. حکومت در ظاهر از نوع مشروطه بود که از سه بخش جداگانه یعنی قوهی مجریه، مقننه و قوهی قضائیه تشکیل می شد. با این حال، قدرت در واقع در دست شاه بود. دولت نوین در عمل با چالشهای زیادی در رابطه با نوسازی کشور مواجه شد. بنابراین برخلاف گذشته، دولت نوین مسئولیتهای متنوعی از قبیل ساختن مدارس مدرن، کارخانه ها، دانشگاه ها، بیمارستان ها، جاده های شوسه و راه آهن، تربیت متخصصین برای وظایف گوناگون، فراهم کردن مراقبتهای بهداشتی نوین، بهبود محصولات کشاورزی، صدور شناسنامه، تشکیل نهادهای اداری متعدد در استانها، فراهم کردن برق و آب لوله کشی و غیره را به عهده گرفت. تامین خدمات از یک سو و مالکیت منابع معدنی مهم و دیگر منابع طبیعی توسط دولت از سوی دیگر، وابستگی شهروندان به دولت و دخالتهای دولت در زندگی خصوصی شهروندان را به طرز چشمگیری افزایش داده است. حضور نهادها و ادارات دولتی در روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ، چشمگیر است که چنین وضعی حاکی از نفوذ و قدرت دولت است.
تغییرات در تشکیلات اجتماعی
تشکیلات اجتماعی سنتی نیز تحت تاثیر عوامل نوسازی دستخوش تغییر شده است. تا پیش از نوسازی، الگوی امرار معاش و به طور کلی اقتصاد سنتی بر خویشاوندی و تشکیلات اجتماعی تاثیر میگذاشت. همانگونه که قبلا ذکر شد، تا پیش از نوسازی کشور، حدود هشتاد درصد جمعیت سرگرم کشاورزی و دامداری بود که در این میان اراضی و چراگاهها، تحت کنترل گروههای خویشاوند قرار گرفتند. بنابراین، عضویت در گروههای خویشاوند برای بقای افراد، امری حیاتی به شمار میآمد.
گذشته از این، گروه های خویشاوند، از اعضای خود حفاظت میکردند و آنها را مورد حمایت خود قرار میدادند. با این حال، اقتصاد نوین و توسعهی شهری همراه با آموزش و پرورش نوین، فرصتهای شغلی جدیدی را به وجود آورده که در گذشته فراهم نبود. چنین شرایطی منجر به تحرک جغرافیایی-اجتماعی، استقلال و آزادی فردی شده است. علاوه بر این، سازمان های رفاهی در پی تأسیس شان برخی از وظایف گروههای خویشاوندی را عهده دار شدند. -که در نتیجه از نقش خویشاوندی کاسته شده است- در مجموع فرآیند نوسازی، رابطهی خویشاوندی و تشکیلات اجتماعی سنتی آن را تحت تاثیر خود قرار داده است. نخست اینکه جوانان به ویژه شهرنشینان، در انتخاب همسر از اختیار بیشتری برخوردار شدهاند.
دوم اینکه، (پدر مکانی) جای خود را به (نومکانی) داده است، بدین معنی که زوج های متأهل محل سکونت خود را خود انتخاب می کنند. سوم اینکه، خانوادهی گسترده (پرجمعیت) به تدریج جای خود را به خانوادهی هسته ای (کم جمعیت) میدهد. چهارم اینکه حوزه ی نفوذ خویشاوندی به طرز چشمگیری کاهش یافته است. بنابراین برخلاف گذشته، یک فرد برای گذراندن زندگی، متکی به خانوادهی خود نیست. پنجم اینکه، خویشاوندی دیگر عامل اصلی در تعیین جایگاه اجتماعی افراد نیست. به عبارت دیگر، جایگاه اجتماعی از طریق نسب به دست نمی آید، بلکه یک امر اکتسابی است. ششم اینکه، نابرابری جنسی تا حدودی کاهش یافته است. در نهایت میزان طلاق به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است.
تغییرات در تشکیلات آموزشی
تشکیلات سنتی آموزش و پرورش به شدت دستخوش تغییرات شده است. برخلاف جامعهی سنتی، یکی از وظایف عمدهی دولت نوین، گسترش سواد است. پیچیدگی تخصص گرایی و تقسیم کار در جامعهی نوین، نیازمند آموزش بیشتر و تدارک برای اجرای وظایف تخصصی است.
اولین مدرسهی مدرن در ایران توسط گروه مبلغان آمریکایی به نام Congregate Congregationalists در سال ۱۲۱۵ در ارومیه، واقع در شمال غربی ایران، ساخته شد.بعدها دیگر گروه های مبلغ مذهبی مدارسی مدرن در شهرهای دیگری مانند همدان، تهران، اصفهان و غیره ساختند. با این حال، دولت ایران، اولین مدرسه ی مدرن را که دارالفنون نام دارد در سال ۱۲۳۰ بنا نهاد. گرچه تا پیش از سلسله پهلوی، تعدادی مدارس نوین ساخته شد، ولی تعداد آنها اندک بود. بنیانگذار سلسله ی جدید، تشکیلات آموزشی را نوسازی کرد. بنابراین، دولت نوین مراکز آموزشی نوین، مانند مدارس ابتدایی، متوسطه و نیز دانشگاه ها را بنا نهاد.
محتویات و نقش آموزش و پرورش نوین از جهات زیادی با آنچه در جامعهی سنتی ایران رایج بود، متفاوت است از جمله ۱) دول متولی آموزش و پرورش نوین است. ۲) (آموزش و پرورش نوین) برای عموم در نظر گرفته شده است. ۳) رشتههای مختلفی از جمله علوم و فنون، پزشکی، مهندسی، علوم اجتماعی، زمین شناسی و غیره؛ را در برمیگیرد. ۴)افراد را برای یک کار خاص آماده میکند، بنابراین به ایجاد فرصتهای شغلی کمک می کند. ۵) از عواملی است که تحرک اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد. ۶) باعث روشنفکری و گسترش دیدگاهها در ارتباط با پدیده ها می شود. ۷) عامل اصلی در کمک به اختراعات، نوآوریها و توسعه ی آتی دانش است. ۸) یکی از عوامل اصلی تغییرات و در نتیجه منبع اصلی تحولات فرهنگی-اجتماعی است. ۹) در اکثر موارد با دانش سنتی و دیدگاههای سنتی مغایرت دارد؛ در نتیجه موجب ایجاد فاصله بین سنتگرایان و افرادی که طالب سیستم نوین آموزش و پرورش هستند، می شود. ۱۰) علاوه بر این، آموزش و پرورش نوین بین افراد با سواد و بی سواد تمایزاتی میگذارد. ۱۱) بی سوادی در جامعهی ایران معاصر یک ضعف اساسی به شمار می آید، زیرا آموزش و پرورش نوین نقشی کلیدی در جامعه ی نوین بازی میکند.
جان کلام اینکه، آموزش و پرورش نوین یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در پایگاه و روابط اجتماعی افراد می باشد. گذشته از این، آموزش و پرورش نوین یکی از علل اصلی تغییرات است.
تاثیر نوگرایی بر دین
عوامل نوسازی، دین را تحت تاثیر قرار دادهاند. نوسازی از یک سو به شکل گیری جهان بینی جدید مبتنی بر سکولاریسم(اعتقاد به جدایی دین از حکومت) و نتیجتآ تاثیرگذاری بر ارزشها و هنجارهای دینی انجامیده است. از سوی دیگر، انتظارات عمومی در رابطه با آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب سیاسی و به طور خلاصه، تشکیل دموکراسی در ایران را بالا برده است. این مطالب توسط سلطنت خودکامهی رژیم پهلوی نادیده گرفته شدند. نتیجه آنکه، نارضایتی عمومی به سرعت افزایش یافت و در نهایت در سال ۱۳۵۷ به انقلاب اسلامی انجامید. حقیقت این است که دو سال قبل از انقلاب، نویسندهی این سطور در یکی از کلاسهایش سقوط رژیم پهلوی و تشکیل نظام اسلامی را پیش بینی کرد.
زمانی که روحانیون قدرت را در دست گرفتند، اکثر قوانین و مقررات غیرمذهبی برچیده و قوانین اسلامی جایگزین آنها شدند. در نتیجه دین به متنفذترین نهاد در ایران تبدیل شد که بر دیگر نهادها و عملا بر تمامی ابعاد جامعه تاثیر میگذاشت. از این رو، بعضی از ابعاد زندگی سنتی که توسط عوامل نوسازی یا تغییر داده شده بود و یا دچار اصلاحاتی شده بودند، دوباره رواج یافتند.
اکنون عوامل نوسازی از جمله دانشگاهها، اینترنت، آنتن ماهوارهای و غیره از یک سو و تعهدات عمل نشده که انتظارات را بالا برده اند از سوی دیگر بار دیگر در حال اثرگذاری بر فرهنگ ایران اسلامی می باشند. در مجموع، تغییرات مذکور الگوی رفتاری را تحت تاثیر قرار داده هم چنین در کل باعث ایجاد تغییرات در ساختار جامعه و رابطه جامعه با محیط زیست شدهاند.
تغییر در جامعه ی روستایی
جامعهی سنتی روستایی از جمله گروههای روستایی و عشایر کوچ نشین، در طول دهههای گذشته تحت تاثیر عوامل نوسازی دچار تغییر شدهاند که در اینجا به مواردی از آن اشاره میکنیم.
تغییرات در جوامع روستایی
در حال حاضر تعداد ۶۲۱۲۵ روستا وجود دارد در حالی که در سال ۱۳۷۵ این تعداد به ۶۸۱۲۲ می رسید. به عبارت دیگر، در بین سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵، حدود ۶۰۰۰ روستا از بین رفته اند. به طور کلی، روستاها از لحاظ موقعیتهای جغرافیایی، شرایط اکولوژیکی، فعالیتهای اقتصادی، شمار جمعیت، پیشینهی تاریخی، قومگرایی، فاصله از مراکز شهری، خصوصیات فرهنگی-اجتماعی، میزان دور افتادگی و نهایتا میزان توسعه یافتگی و تغییرات؛ با هم تفاوتهایی دارند.
متاسفانه تاکنون گزارش مفصلی براساس مطالعات مقایسهای در مورد روستاها منتشر نشده است. بنابراین، فقدان اینگونه اطلاعات، کلیگویی را دشوار میکند. با این حال، نوسازی و تغییرات، یک پدیده و واقعیتی است که جامعه ی ایران، از جمله روستاییان، در حال تجربه ی آن می باشند. عوامل غربگرایی، نوسازی و روند جهانی سازی عملا درحال تاثیرگذاری حتی بر دورافتاده ترین روستاها در ایران میباشند. رابرت. سی. آلبرتس، مردم شناس آمریکایی گزارش مفصلی از داورآباد (روستایی نزدیک تهران) تهیه کرده است. وی عوامل عمدهی نوسازی را که موجب تغییراتی در آن روستا شدهاند چنین بیان کرده است: ((بطور خلاصه باید گفت که تغییرات برونی که ارتباط خاصی با تغییرات فرهنگی در داورآباد دارند، هشت مورد عمده هستند: ۱) اقتباس و اشاعه ی علوم جدید ۲) برنامه ریزی برای آموزش و پرورش اجباری همگانی از نوع غربی ۳) توسعه ی رسانه های ارتباط جمعی ۴) افزایش امکانات مدرن حمل و نقل و توسعه ی شبکه های ارتباطی ملی و بین المللی ۵) رشد فرآیند صنعتی شدن شهرها، تجارت بین المللی و شیوه های تجارب غربی ۶) توسعه ی روابط خارجی و تعهدات سیاسی بین المللی ایران ۷) پذیرش کمک های غربی و اجرای اصلاحات دموکراتیک و برنامه های توسعه ی روستایی ۸)اقتباس ارزش ها، معیارهای اخلاقی و مفاهیم زیبایی شناختی غربی. هرکدام از عوامل مذکور، شمار زیادی از خصوصیات، معیارها و عقاید جدید را برای روستای داورآباد فراهم کرده است که بصورت همزمان سه بعد اساسی فرهنگ سنتی را تحت تاثیر قرار داده اند.))
مردم شناسان ژاپنی، چون پروفسور موریو اونو و پروفسور ریویچی هارا، روستای خیرآباد (واقع در استان لرستان) را از سال ۱۳۴۳ مورد مطالعه قرار دادهاند. بدین ترتیب آنها گزارشهایی مستند از تغییرات تدریجی آن روستا را در طول ۴۵ سال گذشته تهیه کرده اند. بعضی از یافته های آنها در بخشهای بعدی این مقاله گنجانده شده است.
همانطور که قبلا ذکر شد، بررسی ابعاد مختلف تغییرات در روستاها در این مقاله ی کوتاه غیرممکن است. اما مواردی از تغییرات مهم ذکر می شود.
ادامهی حیات، تغییرات و نابودی روستاها
بعضی از روستاها یا به دلیل مهاجرت از بین رفته اند و یا در فرآیند توسعهی کلان شهرها ضمیمه ی آنها شده اند. در این میان بعضی از روستاها توسعه یافته و به شهرها و مراکز خریدو فروش تبدیل شده اند.
تغییرات در ساختار اقتصادی
بخشهای تشکیل دهنده ساختار اقتصاد سنتی به طور چشمگیری تغییر کرده اند. نخست اینکه، الگوی مالکیت زمین نه تنها نقشی کلیدی در حوزه های اقتصادی از قبیل ثروت بازی می کرد بلکه یکی از مهم ترین عوامل قدرت سیاسی محلی و ملی و پایگاه اجتماعی افراد بود. بطور کلی تا پیش از اصلاحات ارضی (۱۳۴۱) مالکیت زمین پنج قسم بود: سلطنتی، خالصه(زمین دولتی)، وقف، اربابی و خرده مالکی.
مالکیت زمین در یک مقیاس واقعی برآورد نمی شد، بلکه در عوض واحد اندازه گیری آن، روستا بود. هر روستا شش دانگ بود. آنچه خرده مالکان در اختیار داشتند کمتر از یک روستا بود، درحالی که اربابها از یک تا صدها روستا را در مالکیت خود داشتند. اراضی سلطنتی بیش از دو هزار روستا را در بر نمیگرفت، اکثر روستاییان فاقد زمین بودند.
الگوی زمین دارای سنتی، بعد از اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۱؛ که با اجرای آن اکثر روستاییان صاحب زمین شدند، دچار تغییر شد. علاوه بر این، انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نیز مالکیت زمین را تحت تاثیر خود قرار داد. بنابراین بعضی از اراضی تحت مالکیت دولت و اراضی مصادره شده در میان رعایای فاقد زمین تقسیم شد. در حال حاضر پنج نوع مالکیت زمین وجود دارد: مالکیت دولتی، دهقانان، خرده مالکان، وقفی و مالکیت اشتراکی. برخلاف گذشته، اکثر اراضی در مالکیت دهقانان قرار دارند در حالی که مالکیت اشتراکی محدود است. نکتهی دوم اینکه، نوگرایی باعث تنوع اقتصادی در جوامع روستایی شده است، در نتیجه انواع مختلفی از فعالیت های اقتصادی و مشاغل جدید جدای از کشاورزی و دامداری به وجود آمده است. سوم اینکه، نظام سنتی تولید کشاورزی نیز دچار تغییر شده است. اجرای اصلاحات ارضی و سیاستهای دولت کشاورزی نیز دچار تغییر شده است. اجرای اصلاحات ارضی و سیاستهای دولت در تشکیل شرکت های تعاونی تولیدات روستایی، کارآفرینان بخش تولید و فروش محصولات کشاورزی و مهم تر از همه؛ تقسیم اراضی که به رشد تولید مستقل کشاورزان کمک کرد؛ سیستم سنتی تولید را دچار تغییر کرده است. انقلاب ۱۳۵۷ به تقسیم متعاقب زمین در میان افراد فاقد زمین و همچنین برقراری مالکیت از نوع مشاع(مالکیت اشتراکی زمین و تولیدات تعاونی) انجامید. درحال حاضر تولید محصولات کشاورزی چند سیستمی در ایران به سه گروه عمده تقسیم می شود.
سیستم تولیدی کشاورزان مستقل(۸۰%)
نظام تعاونی تولید(۵%)، شامل:
الف)بنه ی سنتی(صحرا)
ب)سیستم تولید مشاع
پ)تعاونی تولید روستایی
شرکت های بازرگانی(۱۴%)، شامل:
الف)شرکت های تعاونی و انفرادی
ب)شرکت های زراعی
پ)شرکت های کشت و صنعت
-خصوصی
-دولتی
اکنون مشخص است که نظام کشاورزی سنتی مربوط به تولید مبتنی بر سهم بری، عمدتا به سمت و سوی کشاورزان مستقل که مالک مزرعهی خود هستند، تغییر یافته است. نکته ی چهارم اینکه، عرضهی ابزارآلات و تجهیزات مدرن کشاورزی مانند تراکتور، کمباین، پمپ آب و غیره، باعث شده تا اراضی بیشتری زیر کشت بروند. علاوه بر این، بهرهگیری از پمپ آب، نه تنها باعث افزایش مساحت زمینهای آبی شده بلکه موجب افزایش کشت محصولات متنوع شده است. همانگونه که میدانیم، کشت محصولات دیم که فقط مبتنی بر باران است، دارای محدودیت است. نهایتا اینکه ورود پمپ آب باعث افزایش استقلال کشاورزان شده است؛ چرا که برخلاف سیستم آبیاری از طریق قنات، که مشترکا توسط همهی اهالی روستا مورد استفاده قرار میگیرد، پمپ آب تنها میتواند در مالکیت یک یا چند شریک باشد. پنجم اینکه، توسعهی شهرسازی نوین و بهره گیری از تجهیزات مدرن حمل و نقل، اقتصاد سنتی مبتنی برکشاورزی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. بنابراین گسترش نوسازی از یک سو باعث افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی و از سوی دیگر موجب عرضهی انواع مختلفی از تولیدات و کالاهای کارخانهای به کشاورزان شده است.
کوتاه سخن، آنکه این روند جدید به تدریج اقتصاد و کشاورزی درحد امرار معاش روستایی را به اقتصاد متنوعی که با بازارهای بینالمللی ارتباط دارد، مبدل ساخته است.
تغییرات سیاسی
تا پیش از اصلاحات ارضی، اکثر کشاورزان فاقد زمین بودند و تحت سلطهی زمین داران و کارگزاران آنها قرار داشتند. کدخدا عموما بوسیلهی مالک (ارباب) انتخاب و توسط دولت به رسمیت شناخته میشد. کدخدا مسئول برقراری نظم در روستا و همچنین متعهد به اجرای دستورات ارباب و نهادهای دولتی بود. ضمنا او نمایندهی روستاییان نیز بود و از طرف آنها با مقامات دولتی و یا ارباب و نماینده ی او مذاکره می کرد. بیشتر اوقات، کدخدا تحت نظارت مباشر(نماینده ی ارباب) بود. اجرای قانون اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۱ به تدریج تشکیلات سیاسی روستا را تغییر داد. بنابراین، انجمن ده جای کدخدا را گرفت. بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، انجمن ده جای خود را به شورای اسلامی روستا داد. اعضای شورا توسط روستاییان انتخاب می شوند. انقلاب اسلامی هم موقعیت اربابان و افراد متنفذ را که پس از اصلاحات ارضی قدرت خود را حفظ کرده بودند؛ تضعیف کرد. در نتیجه، کشاورزان آزادی بیشتری به دست آوردند.
تغییرات اجتماعی
ساختار اجتماعی جامعه ی روستایی نیز دستخوش تغییرات شده است. نخست اینکه آموزش و پرورش نوین، فرصتهای اقتصادی و نیز حمل و نقل نوین؛ آزادی فردی را افزایش داده است. در نتیجه، جوانان در انتخاب شغل و همسر از آزادی بیشتری برخوردار شده اند. دوم اینکه، همانگونه که قبلا ذکر شد، تعداد خانوادههای هستهای در حال افزایش است؛ گرچه خانوادههای گسترده هنوز هم در میان روستاییان زیاد است. سوم اینکه، اقتدار پدر درخانواده در مقایسه با پیش از نوسازی کاهش یافته است. به دیگر سخن، فرمانبرداری فرزندان از پدر تا حدی کم شده است. چهارم اینکه، قشربندی اجتماعی نیز تغییر کرده است. اما تحرک جغرافیایی-اجتماعی، پایگاه اجتماعی افراد را تحت تاثیر خود قرار داده است؛ اما با این حال قشربندی در جامعه ی روستایی از بین نرفته بلکه نابرابری هنوز ادامه دارد. پنجم اینکه، مراسم و آداب اجتماعی، بویژه مراسم مربوط به ازدواج، مرگ و غیره؛ دچار تغییر و تحول شده اند.
تغییرات در ماوراءطبیعه و جهان بینی
تا پیش از نوسازی، رخدادها و پدیدههای متعدد در قالب ماوراءطبیعه توجیه میشدند. در نتیجه، عقاید و افکار بیپایهی متعددی در مورد موجودات ماوراءطبیعه از قبیل غول و آل، وجود داشت. همچنین علل بیماریها، مشکلات روانی و یا اعتقادات مربوط به حوادث غیرطبیعی و غیرمعمول؛ بعنوان حقیقت تلقی میشدند. با این حال، مدرسه و تحصیلات رسمی، روستاییان را با شاخه های مختلف علم آشنا کرده و در نتیجه باعث تغییر اعتقادات و نگرشهای آنها در مورد منشأ بیماری ها، مرگ و دیگر پدیدهها شده است. گذشته از این، جهان بینی روستاییان نیز در مجموع تحت تاثیر قرار گرفته است.
بالا رفتن سطح زندگی
نوسازی، سطح زندگی را در نواحی شهری و همچنین در جوامع روستایی بالا برده است. امروزه روستاییان به امکانات مدرن نظیر خودرو، یخچال، اجاق گاز، برق، رادیو و تلویزیون، حمام شخصی، کولر، تلفن، کامپیوتر، آنتن های ماهوارهای، آب لوله کشی و غیره، دسترسی دارند. بهبود تغذیه، بهداشت و دسترسی به مراکز درمانی و بیمارستانها، روی هم رفته زندگی بهتری را به ارمغان آورده است. با این حال تعداد روستاییان فقیر و فاقد زمین نیز افزایش یافته است.
نتیجهگیری
جامعهی سنتی ایران در نتیجهی عوامل نوسازی و غربگرایی دچار تغییرات بی سابقهای شده است. تقریبا تمامی جنبههای جامعهی سنتی از قبیل جمعیت، اقتصاد، تشکیلات سیاسی، ساختار اجتماعی، آموزش و پرورش، زبان، دین و جهان بینی، فرهنگ مادی، ساختار شهرها، روستاها و اردوگاههای عشایر کوچ نشین و نیز ارتباطات بین این گروهها نیز دچار تغییر شدهاند. گذشته از این، رابطهی بین جامعهی سنتی و محیط زیست نیز تغییر کرده است. بدیهی است که شرح کامل این تغییرات نیاز به چندین جلد کتاب دارد. بنابراین، این مقاله بعضی از ابعاد این تغییرات را به طور مختصر مورد بررسی قرار داده است. روی هم رفته، این تغییرات هرچند رفاه را به ارمغان آوردهاند؛ اما مسائل و مشکلات جدیدی را نیز بوجود آوردهاند که قبلا تجربه نشده اند. در نهایت، این مقاله دربرگیرندهی تغییرات زندگی کوچ نشینان نیست؛ چرا که این تغییرات خود موضوع یک مقالهی جداگانه میباشد.
پروفسور سکندر امانالهی بهاروند استاد دانشگاه شیراز و صاحب کرسی دانشگاه هاروارد